خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا )

مقدمهء كتاب 64

قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند )

منفى شود ؛ و در زمان اثبات ، اثرى از آثار تصرفات جذبات الوهيت مطالعه افتد » « 1 » . 11 . وقوف قلبى . وقوف قلبى را به دو معنى گرفته‌اند : يكى آنكه دل ذاكر در عين ذكر واقف و آگاه باشد به حق . و درين معنى عبيد اللّه احرار گفته است : « وقوف قلبى عبارت از آگاهى و حاضر بودن دل است به جناب حق سبحانه به آن وجه كه دل را هيچ بايستى غير از حق سبحانه نباشد » « 2 » . اين معنى از مقولهء « يادداشت » است . معنى ديگر آنست كه از دل واقف باشند . يعنى اينكه : ذاكر بهنگام ذكر متوجه باشد به قلب صنوبرى كه « حقيقت جامعه و مقر لطيفهء قلب » است ؛ و نگذارد كه قلب از ذكر غافل گردد و آن را گويا به ذكر گرداند « 3 » . خواجه بهاء الدين نقشبند در ذكر ، بازداشتن نفس ( : حبس نفس ) را - آن‌چنان‌كه در طرايق ديگر رسم است - لازم نمىشمردند ، اگر چه آن را مفيد مىدانستند « 4 » . همچنين وقوف زمانى و عددى را ضرورى نمىدانستند ، ولى « رعايت وقوف قلبى را مهم‌تر مىداشتند و لازم مىشمردند . زيرا كه خلاصهء آنچه مقصود است از ذكر ، وقوف قلبى است » « 5 » .

--> ( 1 ) - قدسيه / 29 . ( 2 ) - رشحات / 27 . اصول نقشبنديه / b 60 . ( 3 ) - اصول نقشبنديه / b 60 - a 61 . مناهج السير / 39 . و نيز رك : ص 155 رشحات دربارهء تعليم جامى وقوف قلبى را به يكى از طالبان . ( 4 ) - قدسيه / 34 . ( 5 ) - قدسيه / 35 . رسالهء نوريه / b 119 .