خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا )
مقدمهء كتاب 53
قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند )
و نيز خواجه بهاء الدين « مىفرمودند : ما هرچه يافتيم بفضل به بركت عمل كردن به آيات قرآن و احاديث نبويه و طلب كردن نتيجه از آن عمل و رعايت تقوى و حدود شرعيه و قدم زدن در عزيمت و عمل كردن به سنت و جماعت و اجتناب از از بدعت بود » « 1 » . و خواجه عبد الخالق غجدوانى در وصايا مىگويد : « بر تو باد بر سنت و جماعت ملازمت نمايى و بر طريقت سنت قدم زنى . كه هرچه نو بيرون آوردهاند ، آن مخالف سنت و جماعت است . . . » « 2 » . و شايد بسبب پيوستگى استوار اين طريقه با شريعت است كه بهاء الدين روى گردانيدن ازين طريقه را خطرى دينى پنداشته است : « هر كه از طريقهء ما روى گرداند ، خطر دين دارد » « 3 » . در گفتار اخلاف بهاء الدين نقشبند نيز ازين دست سخنان بسيار هست ، خاصه در كلمات شيخ احمد فاروقى مجدد الف ثانى ، كه در تمسك به شريعت و اتباع سنت از اسلاف خود پيشتر رفته بود . اكثر صوفيان در هر عصر و زمان به ضرورت التزام شرع و دين معتقد بودهاند « 4 » . ولى با دريافت و برداشتى كه با نظر فقيهان تفاوت داشت . خود صوفيان نيز مشربهاى مختلف داشتهاند ، و « شريعت » را به گونهگون درمىيافتهاند . گاه تفريق « شريعت » و « حقيقت » برخى را بتساهل در واجبات و اباجىگرى مىكشانيد . برخى از صوفيه به باطن شريعت و حكمت تشريع بيشتر مىانديشيدند تا اعمال و افعال ظاهرى ، كه به نظر آنان وسيلهيى است براى تصفيهء قلب و وصول بقرب حق . برخى نيز ملامتى مىشدند و به ظاهر خلاف شرع مىنمودند ، و مذمت و ملامت
--> ( 1 ) - رسالهء انسيه : يعقوب چرخى . نسخهء كتابخانه بودليان شمارهء 37 C ( ميكروفيلم دانشگاه طهران ) ورق a 4 . ( 2 ) - وصاياى خواجه عبد الخالق غجدوانى . نسخهء خطى دار الكتب المصرية شمارهء 20 تصوف فارسى . ورق 131 . ( 3 ) - انيس الطالبين / b 29 . نفحات / 387 . ( 4 ) - براى نمونه مىتوان رجوع كرد به اقوال مشايخ سلف در : الرسالة القشيريه / 68 ، 90 ، 108 ، 134 ، 139 ، 177 ، 178 ، 216 ، 217 ، 223 . . . و طبقات الصوفيهء سلمى / 52 ، 101 . . . و عوارف المعارف 45 - 51 .