خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا )

مقدمهء كتاب 39

قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند )

6 - سيد امير كلال سيد امير كلال ابن حمزه از ديه سوخارى است بر دو فرسنگى بخارا « 1 » . پيشه‌اش داشگرى و كوزه‌گرى بوده و ازين‌رو او را « كلال » مىناميده‌اند ، چه « به زبان بخارا داشگر را كلال گويند » « 2 » . در آغاز جوانى چندى « كشتى مىگرفته‌اند و بر گرد ايشان معركه و هنگامه مىشده » « 3 » . ولى چون به خواجه محمد باباى سماسى پيوست و به طريقهء خواجگان درآمد آن پيشه را رها كرد . و مدت بيست سال در خدمت و ملازمت خواجهء سماسى بود ، و پس از او پيشواى صوفيان خواجگانى شد . بهاء الدين نقشبند از سيد امير كلال تعليم ذكر يافت ، و نسبت تصوفش به دو مىپيوندد . سيد كلال بروز پنجشنبه 8 جمادى الاولى 772 درگذشت و در ديه سوخارى به خاكش سپردند « 4 » . او را چهار فرزند بود كه همه از مشايخ طريقت بودند . و يكى از نبيرگانش در مقامات او كتابى نوشته است « 5 » .

--> ( 1 ) - رشحات / 42 . ( 2 ) - ايضا / 42 . « كلال بضم اول كوزه‌گر و كاسه‌گر را مىگويند » ( برهان قاطع ) . اين لغت امروز نيز در افغانستان رايج است ( لغات عاميانهء فارسى افغانستان . عبد اللّه افغانى نويس . كابل 1337 . ذيل كلال ) و در نوشته‌هاى افغانان ديده مىشود : « خالش مختصر علميت داشته بنام آخوند داشگر معروف بود كه شغلش كلالى بود شيخ در دستگاه كلالى خالش به رشد رسيد » ( فكرى سلجوقى : تعليقات بر ديباچهء دوست محمد هروى . كابل 1349 . ص 70 ) . ( 3 ) - رشحات / 42 . ( 4 ) - خزينة الاصفياء 1 / 548 . خلاصة المواهب / 52 . ( 5 ) - رشحات / 45 . نسخه‌يى از مقامات امير كلال در انستيتو ملل خاور شوروى هست برقم 4187 ( رك : فهرست نسخه‌هاى خطى فارسى و تاجيكى 1 / 560 ) كه مؤلف را « شهاب الدين بن بنت امير حمزه » نوشته است . و اين امير حمزه فرزند دوم امير كلال است .