خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا )

مقدمهء كتاب 34

قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند )

پس ازين خواهيم گفت كه بهاء الدين نقشبند خود را پروردهء روحانيت عبد الخالق غجدوانى مىدانست ، و متأثر ازو بود . به همين جهت است كه طريقت نقشبند براساس تعاليم خواجه عبد الخالق بنيان شده است . عبد الخالق مبناى طريقت خود را بر هشت كلمهء فارسى نهاده بود : هوش در دم ، نظر بر قدم ، خلوت در انجمن ، سفر در وطن ، بازگشت ، نگاه داشت و يادداشت . و بهاء الدين اين هشت كلمه را گرفت و خود سه كلمهء ديگر ( وقوف قلبى ، وقوف عددى ، وقوف زمانى ) بدانها افزود و بناى طريقت نقشبندى اين يازده كلمه شد « 1 » . عبد الخالق بمانند اخلاف نقشبنديش از صوفيان ميانه‌رو بود ، مواظب سنت و ملازم شريعت بود « 2 » . و نيز ذكر جهر را منكر بود ، و ذكر را ذكر خفيه مىدانست . عبد الخالق شعر نيز مىسروده است . در متن مقامات ( ورق b ) 5 سه رباعى ازو نقل شده . و در پايان همين مقامات ( در نسخهء موزهء بريطانيا ورق b 16 - a 17 ) كاتب يك قطعهء نه بيتى بنام « دهقان‌نامه » و يك رباعى بنام او نوشته است . در مجموعه‌هاى خطى چند رسالهء كوچك منسوب به عبد الخالق موجود است . و از آن جمله يكى رسالهء وصيت‌نامه است كه بنامهاى « وصايا » و « نصايح » نيز مشهور است . به گفتهء فخر الدين كاشفى ، اين رساله را عبد الخالق براى « فرزند معنوى خود خواجه اولياء كبير » نوشته است « 3 » . ازين رساله نسخى چند در - كتابخانه‌هاى جهان موجود است « 4 » . و عبد الخالق در آن مريدان را به اتباع سنت و اجتناب از هوا و بدعت و پرهيز از رذايل اخلاقى و دورى از صوفيان جاهل . . . سفارش

--> ( 1 ) - شرح اين كلمات در فصلى ديگر خواهد آمد . ( 2 ) - در رسالهء وصايا گويد : « . . . بر تو باد بر سنت و جماعت و ملازمت نمايى و بر طريقت سنت قدم‌زنى ؛ كه هر چه نو بيرون آورده‌اند ، آن مخالف سنت و جماعت است ، آن ضلالت است . . . » ( وصايا . نسخهء دار الكتب المصرية به نشانهء 20 تصوف فارسى . ورق b ) 131 . ( 3 ) - رشحات / 20 ( 4 ) - كتابخانهء انستيتو ملل خاور در شوروى به شمارهء 11 / 4185 ، رك فهرست نسخه‌هاى خطى فارسى آنجا ( مسكو 1964 ) ج 1 ص 601 . كتابخانهء ملى ملك به شمارهء 11 / 4185 . رك : فهرست نسخه‌هاى خطى فارسى : احمد منزوى 2 ( 1 ) / 1457 . دار الكتب المصرية به نشانهء 20 تصوف فارسى ، رك : فهرس المخطوطات الفارسية . نصر اللّه الطرازى ( قاهره 1967 ) 2 / 236 . و من ازين نسخهء دار الكتب سوادى برگرفته‌ام ، و ارجاعات ما درين كتاب به همين نسخه است .