خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا )

مقدمهء كتاب 27

قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند )

و علاقهء فراوانش به اهل بيت و اقوال متشيعانهء او در برخى از آثارش سبب شد كه بعضى نسبت تشيع به دو دهند « 1 » ، و بعضى فراتر روند و او را از شيعيان مخلص شمارند « 2 » . ولى ملا حسين با آنكه سبزوارى بود ، و سبزوار از دير باز از مراكز شيعه بود « 3 » ، از سنيان بود ، و بر مذهب امام ابو حنيفه بود . در خطبهء اغلب آثارش صحابه و خلفا را ستوده ، و رساله‌يى نيز در فقه حنفى نوشته است . ارادت كمال الدين حسين كاشفى به اهل بيت چندان بود كه كتاب فتوت‌نامهء خود را بنام امام على بن موسى الرضا كرد « 4 » . و درين كتاب از امام على ( بعنوان مظهر فتوت و قطب فتيان ) و ديگر ائمه بسيار ياد كرده است « 5 » . كتاب روضة الشهداى كاشفى را كه در مقتل شهيدان كربلاست در محافل مىخواندند ، و اصطلاح « روضه‌خوان » يادگار آن زمان است . بعدها نيز كه اكثر ايرانيان شيعى مذهب شدند ، اين كتاب را همچنان عزيز مىداشتند و مىخواندند . ملا حسين به گاه اقامت در هرات با عبد الرحمن جامى دوستى استوارى داشته و هم از عبد الرحمن جامى طريقت گرفته است . فرزندش فخر الدين على در رشحات مىنويسد : « والد راقم اين حروف عليه الرحمة ملازمت حضرت مخدوم [ يعنى : جامى ] بسيار مىكردند و از ايشان به التفات و اشارتى به شغل باطنى اين طائفهء عليه [ يعنى : نقشبنديه ] مشرف شده بودند » « 6 » .

--> ( 1 ) - « مولانا ، سبزوارى است ؛ و ليكن از رفض ايشان عارى است و از مذهب باطل ايشان برى . و ليكن از تهمت برى نيست » ( مجالس النفائس / 268 ) . ( 2 ) - چون قاضى نور اللّه شوشترى . مجالس المؤمنين / 235 - 236 . ( 3 ) - رك . نزهة القلوب / 184 . مولوى نيز قصه‌اى در باب تشيع سبزواريان دارد . مثنوى 3 ( دفتر پنجم ) / 55 . ( 4 ) - فتوت‌نامهء سلطانى . مصحح محمد جعفر محجوب ( تهران 1350 ) / 4 . ( 5 ) - ايضا / 6 ، 20 ، 74 . . . ( 6 ) - رشحات / 144