خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا )
26
قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند )
به صفتاند ، و بعضى ازيشان از صفات نشانمند گشتهاند . مثلا گويند : ايشان اهل معرفتاند ، يا اهل معاملتاند ، يا اهل محبتاند ، يا اهل توحيدند . و كمال حال و نهايت درجات اوليا را در بىصفتى و بىنشانى گفتهاند . بىصفتى اشارت به كشف ذاتى است ، كه مقامى بس بلندست و درجهيى بس شريف است ، و عبارت و اشارت از كنه آن مرتبه قاصرست . ( شعر ) برتر از علم است و بيرون از عيان * ذاتش اندر هستى خود بىنشان زو نشان جز بىنشانى كس نيافت * چارهيى جز جانفشانى كس نيافت گر عيان جويى نهان آنگه بود * ور نهان جويى عيان آنگه بود ور بهم جويى چو بىچون است او * آن زمان از هر دو بيرون است او صد هزاران طور از جان برترست * هر چه خواهم گفت او زان برتر است عجز از آن همراه شد با معرفت * كه نه در شرح آيد و نى در صفت و كمال اين مرتبهء بىصفتى حضرت سيد المرسلين راست - صلى اللّه عليه و سلم - و همه انبيا و اوليا - على حسب مراتبهم - خوشهچينان خرمن سعادت اويند ، و به استمداد از باطن مقدس او در درجات آن مرتبه ترقى مىنمايند ؛ و مقام محمود كه مخصوص به حضرت اوست اشارت به كمال اين مرتبه است . و از خواص مرتبهء بىصفتى آن است كه صاحب اين مرتبه از اهل تمكين بود ، و از صحبت قلب به صحبت مقلب قلب پيوسته باشد ، و به جميع صفات و اخلاق الهى متصف و متخلق باشد و متصرف بر احوال باطنى .