خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا )
23
قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند )
و عجايب اين طور را نهايت نيست و سلوك كه سير الى اللّه است ، غالبا به حكم سنت الهى شرط اين جذبه است كه در سير فى اللّه است ، نه آنكه على القطع هر كه طلب كند بيابد ، يا هر كه سلوك كند به مقصد برسد . ( بيت ) نه . هر صدف كه فروخورد قطرهء باران * درون سينهء او گشت جاى دردانه صدف ببايد و باران و بحر و چندين سال * هنوز نيست مقرر كه مىشود يا نه خليلىّ قطّاع الفيافى الى الحمى * كثير و امّا الواصلون قليل غواصان را اگر چه بيمى نبود * در هر صدفى در يتيمى نبود در عمر بنادر آنچنانى افتد * وين دولت هر سيهگليمى نبود و اين سير فى اللّه را مقام وصول خوانند . در سير الى اللّه ، سير عاشق است به معشوق ؛ و در سير فى اللّه ، سير معشوقست در عاشق . و اين سعادت بعد از فناى صفات بشريت و بىاختيارى حقيقى ميسر گردد ؛ چنان كه در هر دو عالم او را هيچ مرادى و خواستى جز او نباشد و اين بىاختيارى حقيقى بواسطهء بىاختيارى در تسليم ولايت شيخ بود . تسليم ارادت شيخ