شمس الدين محمد تبريزى مغربى

43

ديوان كامل شمس مغربى ( بانضمام رساله جام جهان نما ) ( فارسى )

او هستى خويش را فانى كرده و باقى باللّه شده‌اند و صفات جزوى ايشان عين صفات كلى حق شده است و در اين مرتبه مراتب كمال تفاوت دارند بعضى به اكثر صفات حق متجلى مىشوند و بعضى به صفاتى كمتر ، فرد كاملى كه به همه صفات الهى متحقق گرديده پيغمبرى خاتم است و باقى انبيا و تمامت اولياء هر چند كه مظهر اسم كلى اللّه‌اند ولى مظهر بعضى صفات در مراحلى ديگرند بدليل حديث نبوى مشهور كه كنت نبيا و آدم بين اسماء و الطين و من حيث الصورة شيخ محمود شبسترى به اين نكته اشاره دارد 1 * وز ايشان سيد ما گشته سالار * هم او اول هم او آخر در اين كار و بدين جهت است كه گويند برزخيت اكبر كه اول قاب قوسين احديت و واحديت است غايت معراج محمدى است و عبارت او ادنى 2 * در قرآن كريم اشاره بدانست . اما برزخيت ثانى كه قاب قوسين ظاهر وجود است نهايت حد معراج انبياى ديگر است به اين ترتيب چون تعين و تجلى ثانى ناشى از تعين و تجلى اول بود به صورت آن ظاهر گشت و مظهر اصلى وجود گرديد و ترتيب فيضان وجود از كنز مخفى احديت آغاز گشته به عقل كل ، نفس كل ، طبيعت كل ، جوهر هبا ، جسم كل ، عرش و كرسى و فلك البروج و فلك المنازل . . . . و عناصر اربعه تا به مرتبه انسان كامل مىرسد و نصف قوس دايره نزولى تمام مىشود و از مرتبه انسانى كه آخر تنزلات است ترقى آغاز مىگردد تا به نقطه اول كه مرتبه احديت است مىرسد و قوس عروجى دايره پايان مىپذيرد نقطه آخر به نقطه اول مىپيوندد و قوسين سر بهم مىآورد اول عين آخر مىگردد ظاهر عين باطن ، بدين جهت نقطه احديت به اعتبار تنزل نقطه آغاز وجود است و به اعتبار ترقى نقطه منتها چنان كه گفتيم وجود عالم چون كتابى درآمد كه حاصل صور اسماء كلى و جزوى الهى بود و مشتمل بر آيات خداوندى و هر فردى از افراد موجودات كلمه‌اى از كلمات اللّه‌اند كه بر معنى خاصى از اسماء جزويه الهى دلالت مىكند موجوداتى كه به‌واسطه نفس رحمانى از غيب