شمس الدين محمد تبريزى مغربى
29
ديوان كامل شمس مغربى ( بانضمام رساله جام جهان نما ) ( فارسى )
يعنى تصوف علمى كه بدست شاگردان محى الدين ابن العربى رواج يافت آگاه بود و شاهكارش گلشن راز است دو رساله نيز بنام حق اليقين و مرآة المحققين دارد 1 * از شاگردان وى شيخ اسماعيل سيسى يا سيزى است كه مرشد مغربى بوده است ارتباط و پيوند مغربى يا شبسترى از طريق شيخ اسماعيل سيسى است و اين پيوند آن چنان است كه شيخ محمد لاهيجى در كتاب مفاتيح الاعجاز فى شرح گلشن راز خويش از اشعار مغربى چه با ذكر نام و چه بىذكر نام استفاده كرده و براى تأييد و توجيه اشعار گلشن راز ، اشعار مغربى استشهاد نموده است . اين توجه خود نشان بوده است كه در قرن نهم آثار مغربى با شبسترى در نزد بزرگان ارتباط داشته است اصول فكرى شبسترى كه در گلشن راز در پاسخ پرسشهاى امير حسينى هروى مطرح شده است به اشكال گوناگون در اشعار مغربى ديده مىشود . سؤال چه خواهد مرد معنى زان عبارت * كه دارد سوى چشم و لب اشارت چه جويد از رخ و زلف و خط و خال * كسى كاندر مقامات است و احوال پاسخ هر آن چيزى كه در عالم عيان است * چو عكسى ز آفتاب آن جهان است جهان چون زلف و خط و خال ابروست * كه هر چيزى به جاى خويش نيكوست مغربى در مقدمهء ديوان در باب خرابات و خراباتى و خط و خال و قد و بالا و ابرو در بحر و وزن گلشن راز گويد : مى و ميخانه و رند و خرابات * حريف ساقى و مرد مناجات خط و خال و قد بالا و ابرو * عذار و زلف و پيچاپيچ گيسو مشو زنهار از آن گفتار در تاب * برو مقصود از آن گفتار درياب