شمس الدين محمد تبريزى مغربى
15
ديوان كامل شمس مغربى ( بانضمام رساله جام جهان نما ) ( فارسى )
احمد موسى رشتى در شرح جام جهاننما گويد كه جام جهاننماى وجود مضاف است كه حقيقت انسانى مىگويند هرگاه كه اكمل مشاهده كند از بالا و كامل از زير مشاهده مىكنند به اين واسطه آينه بهر دو وجه حقيقت انسان است كه برزخ است ميان حق و عبد و از هر دو وجه شيخ فريد الدين عطار قدس سره بيتى گفته است . جام جهاننماى من روى طربفزاى توست * گرچه حقيقت من است روى جهاننماى او صرفنظر از معنى اصطلاحى جام جهاننما كه شعرا نيز درباره آن تغييراتى دارند چون حافظ كه جام جهاننما را به مثابه قلب عارف يا جنبه جامعيت انسان كامل به كار بردهاند شايد مغربى نام رساله را با الهام از اشعار عطار يا حافظ جام جهاننما گذاشته باشد نمونههاى اصطلاحى جام جهاننما را نيز در اشعار ذيل آورده است . مرا نگر كه به من ظاهر است جمله جهان * چرا كه مظهر جام جهاننماى توام ما جهاننماى ذاتيم * ما مظهر جمله صفاتيم قديمترين نسخه خطى جام جهاننما در مجموعه ف 129 اياصوفيه شماره 4795 در 6 برگ از صفحه 290 تا 296 در روز 5 شنبه محرم سال 827 نوشته شده و نسخه عكسى آن براى اصلاح مورد استفاده قرار گرفته است . رساله جام جهاننما مورد توجه شارحان قرار گرفته است و و شروح متعددى بر آن نوشتهاند از اين قرار . 1 - شرح احمد بن موسى رشتى استادى كه به خواهش يكى از مريدان مغربى به نام كمال الدين يوسف ميرشكى نوشته است شارح در ديباچه مىگويد كه در سال 720 به تبريز رفته و در مدرسه شيخيه مانده و رساله جام جهاننما تدريس مىكرده بار ديگر در سال 850 به تبريز آمده و بنا به خواهش كمال الدين يوسف ميرشكى به يادگار وى شرحى بر آن كتاب از روى نسخهاى كه مغربى به او اجازت تدريس