شمس الدين محمد تبريزى مغربى

4

ديوان كامل شمس مغربى ( بانضمام رساله جام جهان نما ) ( فارسى )

و باز به ولايت بهار مسافر شد ) 1 * مغربى در اشعارش بكرات از درياى محيط و قلزم و عمان و امواج آنها ياد كرده است و اگر بتوان تخيلات شاعرانه وى را مبتنى بر تجربيات وى قرار داد با توجه به قول جامى و مؤلف آنند راج به مغرب و مشرق بايد مسافرت كرده باشد . اشعار ذيل نمونه‌ايست از سخنان وى كه در آنها اشارت به دريا و محيط و عمان رفته است : 505 تا مگر موجى كشد بازم ز ساحل در محيط * هر زمان صد موج چون درياى عمانم فرست 818 ز اشك عاشقان او به گيتى * در و درياى عمان آفريدند 546 هر آنچه مغربى از كائنات حاصل كرد * بكرد بحر محيطش به زمان تاراج 544 ازين محيط كه عالم به جنب اوست سراب * مراست عذب فراست تراست ملح اجاج 1227 مغربى از بحر و ساحل پيش از اين چيزى مگوى * ز آنكه دائم قلزم و عمان او باشد دلم دربارهء جهانگردى و بىترسى از دريا گويد : 648 آنكه او معتقد جان و دل مغربى است * مغربى در طلبش گرد جهان مىگردد 668 چون مغربى آن‌كس كو ، پرورده اين بحر است * از بحر نينديشد و ز موج نپرهيزد در ايران مغربى به سلطانيه و گيلان نيز رفته است مؤلف روضات الجنان از مولانا محمد نور الدين عبد الرحيم البزازى چنين نقل مىكنند كه در 27 شوال 795 از شمس مغربى در شهر سلطانيه توبه و در 27 ذىقعده 803 در فومن گيلان تلقين گرفته است 2 * محمد على تربيت در كتاب دانشمندان آذربايجان دربارهء يكى از آثار مغربى به نام درر الفريد كه نسخه خطى آن را در اختيار داشته‌اند ،