مجهول

57

خلاصه شرح تعرف ( فارسى )

است كه ابتداى وقت را باشد و حق را عز و جلّ نهايت نيست . كلمهء : « عن » را با وى راه موافقت نيست از بهر آن كه : عن به كلام عرب بر دو معنى بيايد يا بر معنى حكايت يا بر معنى نيابت . حكايت چنان است كه گويند : رويت هذا عن فلان ، و نيابت چنان است كه حق تعالى فرمود : « وَ لا تُجادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتانُونَ أَنْفُسَهُمْ » « 1 » و اين هر دو معنى بر خداى عز و جلّ هيچ ( چيز ) « 2 » روا نيست . اما حكايت از آن معنى روا نيست كه حكايت محكى عنه سابق تقاضا كند تا حاكى از وى حكايت كند ؛ چون صنع وى سابق است بر همه صنع‌ها ، محال بود كه وى از كسى حكايت كند . و اما نيابت ازين محال‌تر است چه اگر وى از كسى نيابت دارد . به جاى وى بايستد ، چون كسى بر وى سابق نيست و كس را به جاى وى استادن نيست محال بود كه عن را بر وى راه بود . و هيچ « الى » را با وى پيوستن نباشد از بهر آن كه الى كلمهء نهايت است بر هر چه عمل يابد نهايتى بايد مر آن چيز ( ى ) « 3 » را كه چون نهايت برسد الى تمام گردد يا به وقت يا به غير وقت ، چنان باشد چون گويى : الى يوم كذا و غير « 4 » چنان باشد چون گويى : الى الباب ، او : الى الطريق و هر دو نهايت آخر است و آخر حق را نهايت نيست . و هيچ « فى » به وى فرود نيايد از بهر آن كه : فى كلمهء ظرف است محل بايد تا فى را اندر وى راه بود و حق را عز و جلّ محل نيست و اندر هيچ محل حال نيست پس « فى » را بر وى راه نيست . و هيچ « اذ » ورا وقف « 5 »

--> ( 1 ) - سورهء 4 نساء آيهء 106 ( 2 ) - از لحاظ معنى زايد است و در شرح تعرف هم نيست ص 131 ( 3 ) - زايد است . ( 4 ) - در متن كتاب حاضر عين قيد شده كه خطا است و با توجه به متن شرح تعرف ص 132 اصلاح شد . ( 5 ) - در نسخهء حاضر وقف است و در شرح تعرف : وفق كه دومى با معنى موافق‌تر است ولى