مجهول
52
خلاصه شرح تعرف ( فارسى )
عظمت و هيبت . سيد : گفتند سيد مالك باشد و گفتند مطاع بود و گفتند كارساز بندگان باشد و حافظ ايشان ، و گفتند خوبكنندهء كارها و پوشندهء عيبها باشد و به صلاحآرندهء تقصيرها . و گفتند سيد عزيزى باشد كه برترين همه عزيزان است . ملك : مالك خداوند ملك باشد و ملك خداوند ملك ، بدان معنى كه ملك و ملك خويش نگاه دارد و به كس ندهد . رب : معنى رب خداوند باشد و گفتند رب پروردگار باشد . اصل رب ، راب بود الف بيفكندند تخفيف را و گفتند به صلاحآرندهء تباهىها باشد . رحمن و رحيم : رحمن بسيار رحمت است ، پيوسته است منقطع نگردد . و گفتند رحمن فى الدنيا و رحيم فى الآخره . رحمان عامتر است به معنى ، خاصتر است به لفظ . مريد : يعنى خواهان است مر بودن چيزها را . حكيم : اختلاف است با معتزله نزديك ما حكمت ، صفت ذات است و نزديك ايشان صفت فعل است ؛ نزديك ما حكمت علم است مر خداى را عز و جلّ و نزديك ايشان ، فعل است . نزد ما حكيم آن بود كه هر چيزى بداند كه كجا بايد نهادن و مر او را اندر كرد خويش خطا نيوفتد . خالق : آفريدگار است ، هيچ علت نيست مر كرد ورا مگر مراد وى . متكلم : گويا بود ، از بهر آن كه آن كسى كه او ناگويا بود يا از بهر اخرسى بود يا از بهر آفتى يا از بهر سكوت ، و اتفاق است كه بر خداى تعالى اين سه صفت هيچ چيز روا نباشد . پس درست شد كه متكلم است و كلام مر ورا صفت است ازلى قديم ناآفريده . به نزديك معتزليان كلام آفريده است و مذهب سنت و جماعت آن است كه حق تعالى هميشه متكلم بود و همواره متكلم باشد كه هر صفتى كه مر او را از شمار وجوب است ، هرگز نشايد كه جز بدان صفت موصوف باشد چون عالم و قادر و حى و آن چه بدين ماند .