مجهول
43
خلاصه شرح تعرف ( فارسى )
روشنى دلهاشان ؛ معرفت ايشان به خداوند درست شد ، به هيچ سبب بازنگشتند ، از بهر آن كه بر خداى خود واثق بودند و توكلى درست داشتند و به قضاى وى راضى بودند . و اين اوصاف كه پيش اندر ياد كرديم ، همه گرد آمده است و معنى اين نامها نيز گرد آمده است اندر نامهاى اين قوم ، و درست است اين عبارتها و نزديك است يك به ديگر . هرچند لفظها به ظاهر مختلفند ، به معنى متفقند ؛ اگر نام ايشان از صفا و صفوت گرفتهاند « 1 » صفوتى باشند به اصل اندر ، صوفى گفته باشند طلب تخفيف را . و اگر ايشان را صوفى از بهر صفت خوانند يا از بهر صفه ، اصل نام صفى بود يا صفى ، ليكن طلب تخفيف را « واو » اندر افزايند صوفى گردد . و شايد كه واو پيش فا اندر آوردن اندر لفظ صوفيان زيادت بود نه اصلى و از بهر آن چنين گشت كه اين نام بر زبانها بسيار گشت مرصفى و صفى گفتن ، گران بود ، صوفى گفتند مر سبكى را . و اگر اين نام را از صوف گرفته باشند كه اين طايفه صوف پوشانند ، لفظ راست بود و عبارت درست بود در حق لغت مر اين را هيچ تأويل به كار نيايد . و گرد آوردهاند اين معنىها را اندر نام اين طايفه از خالى بودن از دنيا ، و دور بودن نفس ايشان از دنيا و بهجاى ماندن وطنها و ملازم بر سفر بودن و بازداشتن حظ نفس از نفس ، و روشنايى سرهاشان ، و پاكى معاملاتشان و گشادگى صدرهاشان و صفت سابقان . گفت بندار بن الحسن « 2 » الصوفى كه صوفى آنكس باشد كه حق تعالى مر او را بگزيند
--> از سخنان پيغمبر ( ص ) نيامده است . تمام آن طبق ص 69 شرح تعرف ج 1 چنين است : آن كسانى كه فسون نكنند و از بهر خويشتن فسون نخواهند و كس را داغ نكنند و كس را داغ نخواهند و بر خداى توكل كنند و متن عربى آن در التعرف ص 24 چنين است : . . . الذين لا يرقون و لا يسترقون و لا يكوون و لا يكتوون و على ربهم يتوكلون ( 1 ) - در اصل بعد از : گرفتهاند و باشند نوشته شده است كه زايد بود و حذف گرديد ( 2 ) - التعرف ص 25 بندار بن الحسين .