مجهول
20
خلاصه شرح تعرف ( فارسى )
تباه كردن رد كردن و باطل كردن . در بيان اينكه كلمهء « تحت » خدا را در بر نمىگيرد : « و نيز برداشتن چيزى مر چيزى را جسمين بايد جسمى حامل و جسمى محمول و ما تباه كرديم معنى جسم اندر پيش » . فراز هم آمدن گرد هم آمدن : « و ملاقات فراز هم آمدن باشد » . غنودن چرت زدن آغاز خواب : « و وى را عز و جلّ جهات نيست و بر وى اوقات نرود و ورا غنودن نگيرد و غنودن اول خواب باشد » . ترجمه است از التعرف ص 34 عبارت : « لا تأخذه السنات » . سخن روا مطاع و نافذ الكلمة : « گويند فلان عظيم قوم است چون سخن روايى و كامرانى و امر و نهى مر او را بود » . اندخشيدن پناه بردن : « و از گشتن ايشان اندر بيابانها و اندخشيدن ايشان به غارها اندر وقت ضرورت گروهى مر ايشان را شكفتى خواندند و شكفت به لغت ايشان غار بود . . . ابو عبد اللّه القرشى گفت رحمة اللّه عليه كه توكل آن است كه خويشتن را به خداى عز و جلّ رها كنى يعنى همواره بايد كه او را باشى تا از اندخشيدن بىنياز گردى كه آنكه او را باشد از اغيار ايمن باشد كه كسى را بر آن وى دست نيست . . . اما آنكه گفت متعوذ بربه ، اندخشنده باشد به خداى خويش يعنى داند كه هر كجا باشم دشمن به من راه يابد مگر اندر حضرت حق تعالى » . توضيح آنكه در متن اصلى اين كلمه به صورت « اندرخشيدن » ضبط گرديده بود و به اين علت در پاورقى « اندر + خشيدن » بحدس معنى شده بود كه خطاست . اين كلمه به صورت « اندخسيدن » و « اندخشيدن » هر دو به كار رفته است از جمله در قرآن مترجم خطى شمارهء 2 كتابخانهء آستان قدس رضوى در ص 374 آيهء 20 سورهء دخان كه در برابر « عذت » ترجمه كرده است : « اندخشيدم » و در قرآن مترجم خطى شمارهء 9 در ص 141 آيهء 31 سورهء آل عمران در برابر : « اعيذها » آورده است : « بينداخسانم - او را » و هم در ص 629 آيهء 49 از سورهء هود كلمهء « اعوذ » را « مىاندخسم به تو » ترجمه كرده است . همچنين در تفسير درواجكى كه به شمارهء 26 در رديف كتب خطى ثبت است و در 829 هجرى تحرير يافته است در ترجمهء : « قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ » مىنويسد : « بگوى يا محمد كه بيند خشم به آفريدگار مردمان » و در ترجمهء : « وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ » مىنويسد : « به تو مىاندخشم از شر دنيا و شر آخرت . »