مجهول

18

خلاصه شرح تعرف ( فارسى )

افعال مقاربهء عربى : « از آن احوال كه مر او را افتاده باشد خبر دادن گيرد » 5 - مختصات لغوى ناگفته پيداست زبان كتابى كه به قرن پنجم هجرى مىپيوندد از چه لون مىتواند بود . لغات و تركيبات كهنه ، ساده و جاندار است و تلفظ آنها موافق لهجهء نويسندهء آن كه بخارائى است و اين امر هم موافق حكم طبيعت است و هم از چند كلمه كه در نسخهء خطى اعراب دارد آشكار مىگردد مانند بپرد و ببندى و به تو و نظائر آنها . كلمات و تركيباتى همانند : زفان بجاى زبان و يافه بجاى ياوه و آشنا و شناه بجاى شنا و خنب بجاى خم و باشندگان بجاى ساكنان و سبيل برانيدن در معنى قطع رابطه و راه و پادشاه گشتن در معنى تسلط يافتن و خرسند خوارگى در ترجمهء قنوع و هر چگونه بجاى هرطور و بهر صورت و بحاصل ماندن و شريف مقام و صافى سر و خالص عمل و فهم كردن و سؤال پرسيدن و دروغزن و پافرنجن و صدها واژه و تركيب از اين دست فراوان است كه صرفا براى نمونه چند شاهد بدست داده مىشود و جوينده را به متن كتاب حوالت مىدهد : يك لخت يك رو و يك جهت « 1 » : « من از آن بزرگترم كه قوال اندر من راه يابد يا كسى در من راه يابد از آنكه من يك لخت گشته‌ام » . فرود ايستادن فرو ايستادن دست باز داشتن : « و از طلب فرود ايستادن روى نيست كه كافر گردد . . . آنكه پيوسته همىرود اندر علو ، يگانه باشد به بلا . از بهر آنكه او را راه نيست سوى آنكه همىجويد و آرام نيست با چيزى غير وى . يعنى با وجود آرام نه و مفقود يافتن روى نه و از طلب فرود ايستادن روى نه . كدام بلا باشد ازين عظيم‌تر كه با جز دوست آرام نباشد و بىدوست صبر نباشد و از طلب فرود ايستادن روى نباشد و به جستن راه نيابد » . يافه‌گوى ياوه‌گوى : « گفت ابو عبد اللّه النباجى مثل تصوف مثل علت بر سام است به اول چون پديد آيد يافه‌گوى گردد و چون علت متمكن شود گنگ گردد . » دراز كشيدن طولانى ساختن : « اكنون همى خبر خواهم دادن از بعضى مقامات اين طايفه و بر زبان ايشان خواهم گفتن كه بىآنكه آن را بگسترانم از بهر كراهيت دراز كشيدن يعنى به رمز گويم بىشرح تا دراز نگردد » . كه ترجمهء اين عبارت از متن عربى التعرف ص 92 است :

--> ( 1 ) - آن گونه كه در تاريخ بيهقى هم ديده مىشود : « من تركىام يك لخت » .