محمود بن عثمان

80

مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى )

عابدان خاكسار نيازمند ، پيش گيريم . زينهار و هزار زينهار ! تا هرگز قطعا روا نداند كه بحثى از مقامات صوفيان ، از علم اليقين و عين اليقين و اسرار صوفيان ، به لسان آورند كه هر كس از سالكان اين راه كه در اين عهد بگذارند كه عنان سخن رها كند و هذيانى كه مىخواهد بگويد ، و گوينده و شنونده هر دو مطرود و مردود و مخذول شوند و هيچ برخوردارى از انفاس منوّرهء اهل حضور و ارباب قلوب نيابند ؛ نادانند « 1 » و در معرض هلاكت‌اند . و منع و زجر هر كس كه كلمه‌اى در اين معانى و احوال گويد واجب و لازم است . و آن عين شفقت است ؛ و اگرچه بيانى پسنديده و تقريرى آراسته بكند ، قطعا رخصت نيست در شنفتن آن و مجال دادن نيست كه حرفى و كلمه‌اى در اين باب بگويد تا شرّ سخن او به ديگر راهروان و سالكان خاكسار نرسد ، و به سلامت در عبادات و طاعات و اوراد سعى مىنمايد و سرگران و گمراه نشوند إن شاء اللّه « 2 » . من تكلّم عن حال لم يصل إليه حرّمه اللّه الوصول إلى تلك الحالة . و المعرفة كلّها الاعتراف بالجهل ؛ و علامة أنس باللّه السّكوت و الجمود . فصل شيخ ، قدّس اللّه روحه ، فرمود كه از اركان‌هاى بزرگ خلوت يكى مداومت نمودن است به ذكر لا إله إلّا اللّه از روى حضور . و فرمود كه فتح و گشاد ذكر در ترك دنياست . و به دليل و برهان معلوم و محقق شده است كه ذوق ذكر آن كس را بخشند كه دوستى دنيا در دل او نباشد و از محبت دنيا خلاص يافته باشد ؛ و اگر كسى ذاكر باشد و يك درم يا يك دينار يا يك گليم دوست دارد و ترك آن نتواند كرد ، آن كس از حساب دنيادوستان باشد و ذوق و شيرينى و لذّت آن در دل او راه نيابد . و دلى « 3 » هر كس كه دنيادوست باشد امكان آن نيست كه لذت ذكر لا إله إلّا اللّه بيابد ؛ و ذكر گفتن او بر قاعدهء اصل عادت باشد . و رسول ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، چنين مىفرمايد : ليس شىء أشدّ على اللّه من أن يتعوّد الرجل العادة فى العبادة . هرآينه ، محقق مىشود كه ذوق ذكر از حضور دل حاضر مىشود ؛ و تا مردان از دوستى دنيا آزاد نگردد ، دل او

--> ( 1 ) . در متن : تا دانند . ( 2 ) . در متن : اين شاء الله . ( 3 ) . كذا فى الاصل .