محمود بن عثمان

77

مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى )

نفس سماع كرديم و شرم از روح منوّر پيشوايان و مقتدايان خود نداشتيم و به اين مقدار طاعت و عبادت و ذكر كه عادت كرده‌ايم و روزگار ضايع كرده‌ايم پنداشتيم كه كارى كرده‌ايم و ديوان اعمال ما از تقصيرات ما سياه و تاريك گشته است و عمر نماند [ ه ] و فرصت فوت شده ، در چنين حال كار ما سخت دشوار است . اى بسا خرمن طاعات و عبادات كه به وقت نزع ، هنگام « وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ » ( فرقان : 23 ) ، به باد بىنيازى بردهند . اى بسا سينهء آبا « 1 » كه در حالت سكرات مرگ ، زمان « وَ بَدا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ » ( الزمر : 47 ) ، خراب گردانند . و جن و انس در تعجّب كار ايشان متحيّر مانده باشند و گويند : اى مسلمانان ، شما را بارى چه افتاد كه سعى كرد شما به هيچ برنگرفتند ؟ جواب گويند كه راست مىگوييد ، كه در دنيا نسبت ما به خاندان اوليا و مشايخ كرده‌اند ، اما ندانستيم و شرائط عبادات به جاى نياورديم و حقوق بندگى و اركان عبوديت از ما فوت شد ، و اين زمان در درد و دريغ بازمانده‌ايم و هيچ چاره نيست . بيت : يار ما را به هيچ برنگرفت * هرچه كرديم هيچ درنگرفت نعوذ باللّه من مقام المغرورين بلبس خرقة المشايخ و إظهار صورة طريقتهم . كاهل ز ميان كار با صد درديم * بر بيهده عمرى به زيان آورديم ندانستيم كه چه دولت‌ها در هر نفسى از ما فوت شده . اين زمان كه مىدانيم كه قلب المؤمن « 2 » حرم اللّه و حرام على حرم اللّه أن يلج فيه غير اللّه ، چه سود كه پيشروان اجل دم‌به‌دم مىرسند و خبر مىدهند كه حاضر باش كه اينك اين دم مير ما درمىرسد . بيش از اين در غافلى و جاهلى بازماندن نه از سعادت باشد . مردانه روى در كار مىبايد آوردن و جدّ و جهدى در رياضت و كم خوردن و كم خفتن و كم گفتن و تنهاييى مخلصانه مىبايد نمود ، تا از عالم عنايت الهيّه دولت و سعادت « فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ » ( فرقان : 70 ) ، كه قرص آفتاب اميدواران است ، باشد كه روى نمايد ، إن شاء اللّه .

--> ( 1 ) . در متن : آبان . ( 2 ) . در متن : مومين .