محمود بن عثمان
75
مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى )
كه از خداى به بنده است خود هيچ صفتى از اسرار نمىدانم كه چگونه است . اى ياران محترم ، زادكم اللّه تعالى هداية ، راهى كه چنين نشان بازمىدهند مپنداريد كه به اين صفت كه ما به سر مىبريم هرگز به منزلى توان رسيد . و هر سالك كه حلاوت و لذّت اين درد و بلا كه ارباب حضور بر خود نهادهاند ناچشيده از اين جهان برود اگرچه صد نوبت در خلوت نشسته باشد ، او را هيچ حاصلى از اين مقامات نخواهد بود . پس ، بايد كه ياران ما دمبهدم صادقانه در خاطر خود مىآورند كه روندگان اين راه چه خونها خوردهاند تا دل جان ايشان به عالم آشنايى راه يافتهاند . و سپردن اين طريقه بىبلا و اندوه و خون جگر خوردن هيچكس را مهيّا نبوده است هرگز . و ياران ما اگرچه مسكيناناند و مجاهده و رياضت چنانكه شرط است نمىكشند ، اما اينقدر بكنند كه در يك نيمهء شب آثار زندگى در جان و دل ظهور يابند . و بايد كه دانند كه در ميان ياران بعضى هستند كه همهء شب و همهء روز درين حضور و مراقبتاند . و اين خطاب با جمعى است كه خورد و خواب روا مىدارند و ذكر به عادت مىگويند و هيچ تبديل و تغيير بر احوال خود نمىكنند و از آفات نفس خلاص نايافته طمع مىدارند كه به اين مقامات برسند ؛ كه اين كار چنين آسان برنمىآيد ؛ بلكه هزار شربت زهر ببايد چشيد تا به حلاوتخانهء حرمگاه عالم جان برسند و بشناسند كه خلوت چيست و خلوتى كيست و حاصل خلوتيان حقيقى كدام اسرار است و بر نشانهاى از آن بارگاه حرم خاص كه مقام اهل خلوات است اطلاع يابند ، و بعد از آن معلوم كنند كه در اين كارخانه چه محنتها و مصيبتها بر سر روندگان اين راه مىگذرد . اى دريغا ، كه بسيار خرقهپوش در خلوت نشستند و در غرور و غفلت عمر ضايع كردند ، و حاصل ايشان از خلوت جز حسرت و خجالت و شرمسارى و بازماندگى نيست . اين راه نه آن طريقت است كه بر خرقه پوشيدن و در خانقاه بودن و به نسبت و نسب قناعت كردن سپرده شود ؛ بلكه اين واقعهاى بزرگ است كه ما را در پيش است ؛ و جذبهء اندوه و درد و غم كه دائم در جان سالك صادق باشد به هيچ منزل از اين منازل نمىتوان رسيدن . پس ياران ما سعى مىبايد كرد كه جملهء ساعات و اوقات مستغرق اذكار و اوراد