محمود بن عثمان

59

مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى )

عليهما ، و بازگفت همچنان‌كه از وى شنفته بود . پس ، بشنفت شيخ اصيل الدين ابو الحسن شيرازى از شيخ ركن الدين ، [ رحمة اللّه ] عليهما ، و بازگفت همچنان‌كه از وى شنفته بود . پس ، بشنفت شيخ اوحد الدين عبد اللّه بليانى از شيخ اصيل الدين ، رحمة اللّه عليهما ، و بازگفت همچنان‌كه از وى شنفته بود . پس ، بشنفت شيخ الشيوخ الإسلام ، أمين الملّة و الدين محمّد از عم خويش ، شيخ عبد اللّه ، قدّس اللّه روحهما ، و بازگفت همچنان‌كه از وى شنفته بود . اين است سلسلهء تلقين شيخ الاسلام تا حضرت رسول ، صلى اللّه عليه و سلّم . و هرگاه كه سالكى و ذاكرى التماس تلقين ذكر كردى ، شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفتى : اين كار بر دست ما نيست ؛ محلّ آن پديد مىبايد كرد ، تا شايستهء آن شوند . پس ، گفتى ممكن نيست كه عرق در قفس توان بازداشت ؛ يا مرغ در شيشه بند توان كرد . روزى عزيزى از خوارزم به خدمت شيخ رسيد و چند روز در خانقاه اقامت كرد ؛ در وقت مراجعت ، التماس تلقين ذكر كرد . شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : اى عزيز ، محلّ آن هنوز تو را پديد نشده است . به خوارزم بايد رفت كه آنجا به ذكر مداومت نمايى و شرائط اركان آن به‌جا آورى ، تا محلّ آن پديد شود . چون وقت آن درآيد ، آن‌گاه ما تو را از اينجا تلقين كنيم چنان‌كه تو در خوارزم معلوم كنى كه تلقين ذكر به تو رسيده است . يكى از اصحاب شيخ بود و چند نوبت التماس تلقين ذكر از شيخ كرده بود . و در جواب وى مىفرمود كه محلّ آن پديد مىبايد كرد به حضور مداومت نمودن و ترك اشغال كردن . از قضاى حق آن درويش به آخرت رفت . شيخ ، قدّس اللّه روحه ، در سر قبر آن درويش حاضير « 1 » شد و تلقين وى كرد . چون از آن فارغ شد ، فرمود كه اين درويش چند نوبت التماس تلقين ذكر از ما كرده بود ، هنوز وقت آن پديد نشده بود ؛ اين زمان محلّ آن در وى بديديم وى را تلقين ذكر داديم . و شيخ ، قدّس اللّه روحه ، بسيار فرمودى كه هر كس كه ذوق و لذت ذكر مىخواهد ، مىبايد كه به قليل و كثير او را هيچ از دنيا نباشد و نخواهد ، تا ذوق و لذت ذكر دريابد . و باللّه التوفيق .

--> ( 1 ) . كذا فى الاصل .