محمود بن عثمان

54

مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى )

ورود « 1 » داشتى به جاى آوردى . و چون از نماز فريضه و سنّت پيشين فارغ شدى با جمع اصحاب ، بر پاى بايستادى تا ميان هر دو نماز و ذكر گفتى . و بودى كه به وقت پسين رسانيدى . و بعد العصر همچنين بر پاى بايستادى و ذكر گفتى تا وقت غروب آفتاب . و بعد از نماز فريضه و سنّت شام ديگر همچنين بر پاى بايستادى تا عشاء آخر و ذكر گفتى . و بعد العشاء چندان توقف نمودى كه اصحاب از چيزى خوردن فارغ شدندى . و چون بيافتى كه ايشان چيزى خورده‌اند ، فى الحال آواز به ذكر برداشتى تا اصحاب به ذكر مشغول شدندى . و چون پاره‌اى از شب بگذشتى ، تجديد طهارت كردى و در ميان جماعت‌خانه آمدى و بر پاى بايستادى و ابتداى صلوات كردى ، آن‌گاه به ذكر مشغول شدى و چون اصحاب آواز ذكر شيخ بشنودى ، همه به جماعت‌خانه آمدندى و از قيام به ذكر مشغول شدندى . و شيخ ، قدّس اللّه روحه ، از براى جمعى ضعيفان بودى كه لحظه‌اى بنشستى و از قعود ذكر گفتى . بعد از آن ، ديگر برخاستى و از قيام ذكر گفتى ؛ چنان‌كه در شب‌هاى زمستان ، از اول شب تا وقت صبح بدين نوع گذرانيدى . و چون نماز صبح بگزاردى ، بعد از دعا برخاستى و به ذكر مشغول شدى تا آفتاب تمام برآمدى ؛ و بودى كه تا چاشتگاه ، بايستادى و ذكر گفتى . و به سبب ايستادن هر دو پاى مبارك وى ، چنان شدى كه رنگ بگردانيدى و آماس تمام كردى . چون از ذكر فارغ شدى ، به خلوت رفتى و در آنجا بندى آويخته بود ؛ هر دو پاى مبارك ساعتى تمام در آن نهادى تا آن سرخى و آماس پاره‌اى كمتر شدى . سال‌ها بدين نوع گذرانيدى . و بدين سبب در آخر عمر ، او را درد پاى پديد شد و از قيام عاجز شد . آن‌گاه ، در خلوت از قعود ذكر گفتى و همه شب به ذكر مشغول بودى . و بعد از نماز بامداد ، به دعوات خواندن مشغول شدى ، و دو كتاب دعوات تا آفتاب تمام برآمدى بخواندى . و بعد از خواندن دعوات و نماز نافله ، چنان‌كه از پيش ياد كرده شد ، برفتى و به مهمّات اهل حاجات قيام نمودى . و بعد از نماز فريضهء پيشين تا وقت العصر ، به درس قرآن خواندن مشغول شدى . و بعد العصر ، اوقات خود به حضور و مراقبت محافظه

--> ( 1 ) . در متن : ورد .