محمود بن عثمان

52

مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى )

مىنموديم تا قدرى گوشت از براى قوّه تناول كند . گفتى : فايده و لذّت گوشت به زحمت خلال كردن نمىارزد . بيت چرب و شيرين خوانچهء دنيا * به مگس راندنش نمىارزد و همه‌روزه مىديد كه جماعت از دور و نزديك طعام‌هاى خوش به خدمت مىآوردند ؛ و شيخ ، قدّس اللّه روحه ، از براى خاطر ايشان گفتى : مرا آرزوى اين طعام بود كه شما آورديد . تا ايشان را خوش آمدى . و چون ايشان مىرفتند ، در حال درويشى مىخواند و آن را به كسى مىفرستاد كه ظنّ ما بدان نبود ، و مىفرمود كه اين جماعت كه آمدند آن را از براى خداى به نزديك ما آوردند و روا نباشد كه ما آن را از براى نفس خود به كار بريم ؛ ما نيز از براى خداى به بندگان ايثار مىكنيم . و با وجود آن همه طعام‌ها و نعمت‌ها كه به خدمت شيخ مىآوردند ، هرگز لقمه‌اى از آن نخوردى و وجود و عدم نزد او يكسان بودى . و او در آن ميان چنان زيستى كه زكات فطره بر وى واجب نشدى . و بسيار بودى كه هر سه روز چيزى خوردى ؛ و بودى كه پنج روز چيزى خوردى ؛ و بودى كه به يك هفته رسانيدى . بندهء كمينه را استماع افتاد ، از حاجى يوسف بوّانى ، كه از ملازمان شيخ بود ، گفت كه يك هفته بود كه شيخ چيزى نخورده بود . بعد از يك هفته ، كاسهء آش برداشتم به خدمت شيخ بردم و سلام كردم و بنهادم و زمانى بايستادم . شيخ نظر در آن كاسه كرد گفت : بيا و اين كاسه برگير نزد درويشى بر تا بخورد . گفتم : يا شيخ ، چند روز است تا شما چيزى نخورده‌ايد . اگر پاره‌اى از اين آش بخوريد ، اصحاب را خوش آيد . فرمود كه رغبت به خوردن دارم ، و ليكن نفس را آرزو دادن رغبت ندارم و به خوردن اين طعام مشغول شدن و خلال كردن و دست [ و ] دندان شستن ؛ و به مشغولى اين جمله از طاعت و اوراد بازماندن هيچ منفعت نمىبينم . بهتر آن است كه اين را نخورم و از براى خداى ايثار كنيم . آن‌گاه فرمود كه بيا و اين كاسه برگير و به هر كس كه خواهى بده .