محمود بن عثمان

46

مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى )

قاضى محمّد مىگفتند . و از ارادتى و محبتى كه در حق شيخ نجم الدين محمد او را بود ، دخترى كه داشت به زنى به وى داد ، و خواجه مسعود بليانى ، قدّس اللّه روحه ، كه جدّ شيخ الاسلام بود ، در وجود آمد . و شيخ نجم الدين محمد در شيراز وفات يافت و تربت وى در مصلاى شيراز است ، رحمة اللّه عليه . و نسبت شيخ الاسلام ، قدّس اللّه روحه ، تا شيخ ابو على دقّاق ، قدّس اللّه سرّه ، به اين عبارت « 1 » است : شيخ الإسلام أمين الملّة و الحقّ و الدين محمّد بن زين الدين علىّ بن ضياء الدين مسعود البليانى بن نجم الدين محمد بن على بن أحمد بن عمر بن إسماعيل بن قطب الأولياء الشيخ المحقّق أبى علىّ الدقّاق ، قدّس اللّه روحه و رحمة اللّه تعالى عليهم أجمعين . و مادر شيخ الاسلام از كازرون بود ؛ دختر زاهد عزّ اللّه بود . و شيخ على ، قدّس اللّه سرّه ، او را « مادر مؤمنان » خواندى . و زاهد عز اللّه ، عارف و كامل بود و مريد خواجه امام الدين مسعود بليانى بود و از معارف كازرون بود . نقل است ، از عمّهء شيخ الاسلام ، كه دختر خواجه امام الدين مسعود بود كه گفت : در آن زمان كه مادر شيخ الاسلام حامله بود ، شبى به واقعه ديدم كه در صحرايى به غايت فراخ بودم ؛ قومى بسيار در آن صحرا جمع بودند چندان‌كه « 2 » شمار نتوانستى دانست . در ميان ايشان منبرى بزرگ نهاده بود و شخصى در آن منبر بود كه نور از همه اعضاى او مىتافت و وعظ مىفرمود . بپرسيدم كه اين شخص كيست ؟ گفتند برادرزادهء تست ، امين الدين محمّد ، كه جاىنشين رسول خداى است و خلق را به خداى مىخواند و اين خلايق جمله مريد و محبّ و معتقد وىاند . گفتم : برادر من ، شيخ على ، هيچ فرزند ندارد ، اين چگونه « 3 » فرزند اوست ؟ گفتند : اين فرزند از آن اوست ؛ و ترا بعد از اين اين احوال معلوم شود . چون « 4 » از خواب برآمدم ، برفتم و اين واقعه با برادر خود ، شيخ على ، رحمة اللّه عليه ، بگفتم . فرمود كه چنين « 5 » است كه تو ديده‌اى كه مرا نيز همچنين بازنموده‌اند .

--> ( 1 ) . در متن : عيارت . ( 2 ) . در متن : چنانك . ( 3 ) . در متن : چگونه . ( 4 ) . در متن : جون . ( 5 ) . در متن : جنبن .