محمود بن عثمان

34

مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى )

معزّز و مكرّم گشتند . » 2 صاحب شيرازنامه نيز اضافه مىكند : « در مكاشفات حضرت صمديّت و تجليّات الوهيت استغراق يافته در اظهار كرامات و كشف مغيبات ملهم بودى ، چنان‌كه عرفاى عصر زبان حق‌گوى او را ترجمهء لوح محفوظ گفتندى و بزرگان عرفاى صوفيه از راه دور به خدمتش مىرسيدند و از انفاس قدسيّه و كرامات او استفاده مىكرده‌اند . » بلندى مقام ارشاد و رفعت خرگاه هدايت او در اين ديار بدان حد است كه سيماى فرهنگى كازرون در آن عصر ، از خلال كتاب مفتاح الهدايه و مصباح العناية نورانى مىنمايد و چون قبله‌گاهى براى ارباب سلوك و اصحاب طريقت جلوه مىكند . اسامى كسانى كه « مقرى » و « فقيه » و « مولانا » و « استاد » و « شيخ » خوانده مىشوند و در اين شهر بومى و مقيم‌اند و بزرگان و نامورانى كه از شهرهاى دور و نزديك به كازرون مىآيند و ملازم درگاه و مقيم آستان شيخ مىشوند چندان زياد است كه به خوبى مىتوان از آن اعتلاى معنويت و رونق معرفت و عرفان را در كازرون آن عصر دريافت . مراكز آموزشى و تربيتى بسيار است ؛ چه هر روستايى خانقاهى و هر محله‌اى حلقهء ذكرى دارد و دار العابدين و دار السقاية و دارالشفاء و مهمان‌سراها براى پذيرايى از غربا به همت‌هاى عالى بر پا گرديده است . در حوزهء ارشاد مريدان به حقّ نفس و دستگيرى پير خود اعتقاد راسخ دارند ؛ و نه فقط در حضر و ملازمت ، كه در سفر و غيبت نيز خود را تحت حمايت و مراقبت پير مىبينند . حكاياتى كه در مفتاح از زبان شاهدان عينى نقل شده گواه اين اعتقاد است : « مرا يقين شد كه شيخ ، قدّس اللّه روحه ، در هيچ وقت و زمان از ما غايب نيست . » مريدان اعتقاد داشته‌اند كه سال‌ها پس از ارتحال پير هم از فيض و همت او همچنان برخوردارند ، تا آنجا كه اگر در درستى قرائت آيتى از