محمود بن عثمان

15

مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى )

« از بركات معامله شيخ ، قدّس اللّه روحه ، هيچ خطا بر من نرفت . » - به كار بردن تركيب « راه بردن » به معنى « پيدا كردن » : « به غايت تاريك بودند و راه بر سر ما نمىبردند . » - كاربرد « وردگى » به جاى « بردگى » و « اور » به جاى « ابر » : « جملهء قوم با زن و فرزند و هرچه يافتند همه غارت كردند و به وردگى بردند . » « پس همچونان كه اور نور خورشيد بازمىپوشد ، غفلت و طول امل نور عقل بازمىپوشاند . » - كاربرد « احتياط كردن » به معنى « جست‌وجو كردن » : « در آن وادى كه نشستنگاه ايشان بود چندان كه احتياط كردند از قومى حى ، هيچ‌كس نديدند . . . و در آن وادى احتياط كردند ، پيرزنى را ديدند كه از قوم بازمانده بود . » - استعمال « دست‌قولى گفتن » به معنى « سماع كردن » : « درويشان دست‌قولى مىگفتند در بام خانه‌اى . . . و درويشان همه در سماع و ذوق بودند . » - كاربرد « سعى برد » به معنى « بهره » : « فلان حاكم در دنيا شما را ظلم كرده و به جور و ستم سعى بردى كه شما را بود از شما فراگرفت . » - كاربرد كلمهء « تصرّف » به معنى « انكار » : « هر دو در قدم شيخ افتادند و از آن تصرّف و انكار توبه كردند . » - استعمال « كاج » به جاى « كاش » : « اى كاج كه ما هر دو بزرگ نشده مانى . » - كاربرد واژهء « بندگى » به معنى « نزد / خدمت / ملازمت » : « شب‌هنگام ، در بندگى شيخ الاسلام ، بودم . » - كاربرد واژه‌هاى نامأنوس و مهجور مانند « خفتيدن » :