فريدون بن احمد سپهسالار

65

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

كه هيچ كاملى را دست نداده بود در صورت نماز و روزه و رياضت مشاهده مىفرمودند ، اما سماع هرگز نكرده بودند . چون حضرت مولانا سلطان المحبوبين مولانا شمس الحق و الدين التبريزى 162 عظم اللّه ذكره را به نظر بصيرت ديد كه معشوق و سلطان‌الاولياست و به اعلاى مقامات محبوبان مقام دارد عاشق او شد و به هرچه او فرمودى آن را غنيمت داشتى . پس اشارت فرمودند كه در سماع درآ ، كه آنچه طلبى در سماع زياده خواهد شدن ، سماع بر خلق از آن حرام شد كه بر هواى نفس مشغولند ، چون سماع مىكنند آن حالت مذموم و مكروه زياده مىشود و حركت را از سر لهو و بطر مىكنند ، لاجرم سماع بر چنين قوم حرام باشد ، بر خلاف آن جمعى « 1 » كه طالب و عاشق حق‌اند ، در سماع آن حالت و طلب زيادت مىشود و ما سوى اللّه در آن وقت در نظر ايشان نمىآيد ، پس بر چنين قوم سماع مباح باشد ؛ بنا بر اشارت ايشان امتثال فرمودند و در سماع درآمده ، آنچه اشارت فرموده بودند در حالت سماع مشاهده كرده ، به معاينه ديدند و تا آخر عمر بر آن سياق عمل كردند و آن را طريق و آئين ساختند و از اكثر مشايخ و عرفاء صاحب وجد مرويست كه سماع مىفرموده‌اند و در اثناى آن كلماتى عالى نقل ميكرده‌اند و نقلست كه روزى اعرابئى « 2 » در نجد به آوازى خوش و دلكش اين ابيات مىسرائيد كه : ابيات كل صبح و كل اشراق « 3 » * تبك عينى بدمع مشتاق « 3 » لسعت « 4 » حية الهوى كبدى * لا « 5 » طبيب لها و لا راقى « 3 »

--> ( 1 ) - در اصل : جميعى ( 2 ) - در اصل : اعرابى ( 3 ) - در متن [ قى ] و در حاشيه خ ل : ق ( 4 ) - خ ل : قد سعت ( 5 ) - خ ل : فلا