فريدون بن احمد سپهسالار

54

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

قربست و خوف اخص از كمال ادب نفس و غايت قربتست ، زيراكه كاملان چون بمقام قرب مىرسند و وسائط به قدر امكان از ميان مرتفع مىگردد و عظمت و جلال هويت بىچون و چگونه مشاهده مىكنند از هيبت و عظمت قربت حق جل جلاله خوف و خشيت بر ايشان غالب مىشود ، كما قال عز من قائل : « إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ » ، چنان كه از حسن بصرى رضى اللّه عنه و رحمة اللّه عليه كه پروردهء حضرت على رضى - اللّه عنه و پير طريقت و مقتداى همهء مشايخ بود منقولست كه خوف و خشيت او را چنان فراگرفته بود كه چون معتكف نشستى چنان بودى كه گوئى در پيش سياف نشسته است و از خوف و سوزى كه در دل بودش هيچ آفريده او را خندان نديدى ، زيرا هرچند كه وسائط بيشتر از ميان مرتفع مىگردد عظمت بيشتر تجلى مىكند . بيت نزديكان را بيش بود حيرانى 125 * كايشان دانند سياست سلطانى و قال الجنيد رضى اللّه عنه : « ان للّه تعالى عبادا ، اذا خافوا اللّه تقطعت اوصالهم و كلت السنتهم و طاشت عقولهم ، فزعا من اللّه تعالى و هيبة له و انهم الفصحاء و الطلقاء و النبلاء الالباء العالمون باللّه و آياته » و حضرت خداوندگار ما قدس اللّه روحه العزيز و افاض اللّه نوره علينا ، چون به محل قربت رسيده بود و اكثر كلماتش شرح وصالست ، هرگاه كه بانوار تجليات مستغرق مىشدى حزن و خوف بر وجود مباركش غالب مىگشتى و از سر آن حالت كلماتى مبين بر خوف 126 و حزن انشا مىفرمودى ، چنان كه مىفرمايد قدسنا اللّه بسره العزيز :