فريدون بن احمد سپهسالار

30

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

شعر زبان كه طوطى گوياست با هزار بيان * ز صد يكى نكند سر حال دل تقرير قلم كه چوب زبانست و بسته‌بند و ببند * چگونه سر دل عاشقان كند تحرير پس هرچند در بيان صفت اين طايفه مبالغه رود به نسبت كمالات ايشان عين تقصيرى خواهد بود 56 . اما ببايد دانست ، وفقك اللّه فى الدارين ، كه هر يكى از اولياء اللّه مخصوص‌اند به مشربى ، چنان كه انبياء عليهم السلام بعضى را مشرب علم لدنيست ، چنان كه آدم صفى را عليه السلام و بدين نسبت بعضى را مشرب تكلم و تقربست ، چنان كه موسى كليم اللّه را صلوات اللّه عليه و بعضى را مشرب روحيست ، چنان كه عيسى روح اللّه را عليه التحية و بعضى را همه مشارب مسلمست و بر تمامت اسماء حسنى عبور شده ، چنان كه افضل اولين و آخرين را صلى اللّه عليه و سلم و حضرت خداوندگار رضى اللّه عنه به نسبت ازين مشارب در دايرهء ولايت بهره از فيض مشرب نبوى دارد ، كما قال رضى اللّه عنه : بگشادند خزينه همه خلعت پوشيد 57 * مصطفى باز بيامد همه ايمان آريد پس اين ضعيف را در تقرير مقامات ايشان احتياجست به چند وجه : اول در علوم رسمى ، چون اقسام لغت و عربيت و فقه و حديث « 1 » و تفاسير و معقولات و منقولات به‌غايتى رسيده بود كه در آن عصر سرآمدهء همهء علماى دهر شده بود و در همهء فنون اجازات عالى حاصل فرموده و در عنفوان جوانى به محروسهء حلب در چند مدرسه به افادت و استفادت از بندگى مولانا كمال الدين بن عديم 58 ، كه در اصناف علوم و شهرت در عالم نظير

--> ( 1 ) خ ل : احاديث .