فريدون بن احمد سپهسالار
370
زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )
بمعنى صداى افتادن چيزى از بلندى و مخصوصا صداى فرو افتادن در آب و نيز در زبان محاورات طهران « لنباندن » بمعنى بشتاب و حرص خوردن نظاير ديگرى براى اين كلماتست و از مشتقات ديگر « دم » يا « دنب » همان كلمهء « دنبه » براى دم گوسفند و « دنبال » و « دنباله » و « دنبك » يا « دمبك » و « خمپاره » يا « خنپاره » از خم و « سنباده » و « سنبه » از فعل سنبيدن و « سنب و ساو » از فعل سنبيدن و ساويدن يا ساييدن و نظير ديگر « شكنبه » است كه از شكم ساخته شده و اساسا اينگونه كلمات در اصل پهلوى با ميم است مانند « دمب » و « سمب » و « خمب » و چون ميم و با كه بهم پيوسته باشند سنگين مىشود قهرا ميم بنون بدل شده است و اتفاقا مولانا جلال الدين خود نيز « خنب » را در اين رباعى آورده است : چون جوشش خنب عشق ديدم ز تو من * چون مى بقوام خود رسيدم ز تو من نى نى غلطم كه تو مى و من آبم * آميختهايم و ناپديدم ز تو من رجوع كنيد برباعيات حضرت مولانا چاپ استانبول ص 279 و رباعيات مولانا جلال الدين چاپ اصفهان 1320 ص 173