فريدون بن احمد سپهسالار

267

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

نوح ز اوج موج تو گشته حريف تخته‌اى * روح ز بوى روى تو مست و خراب و آگهى باز شو از مسافرى جانب شهر خويشتن * باز بقصر خويش رو اى كه بمانده در دهى هركه بعشق شمس دين گشت ز خويش بىخبر * باخبرست او ز جان هست ز دوست آگهى