فريدون بن احمد سپهسالار

250

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

آمد آن ماهى كه چون ابر گران در فرقتش * اشكها چون مشكها بهر لقا مىريختى دلبرا دل را ببر در آب حيوان غوطه ده * آب حيوانى كز آن بر انبيا مىريختى انبيا عامى بدندى گرنه از انعام خاص * بر مس هستى ايشان كيميا مىريختى اين دعا را با دعاى ناكسان مقرون مكن * كز براى ردشان آب دعا مىريختى كوشش ما را منه پهلوى كوشش‌هاى عام * گر بقاشان مىكشيدى در فنا مىريختى شمس تبريزى برآ تو از افق چون آفتاب * ساغرى پر كن بده چون تو ضيا مىريختى شمس تبريزى براى جان مشتاقان خويش * دم بدم در جان جان آب صفا مىريختى