فريدون بن احمد سپهسالار

189

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

بدان كه پير سراسر صفات حق باشد * اگرچه پير در آمد به صورت بشرى به پيش تو چو كفست و به وصف چون درياست * به چشم خلق مقيمست و هردم او سفرى هنوز مشكل ماندست حال پير ترا * هزار نكته بگيرى درو چو بىهنرى رسيد صورت روحانئى بمريم دل * ز بارگاه مقدس ز خشكى و ز ترى از آن نفس كه درو سر روح پنهان شد * بكرد حامله دل را رسول و رهگذرى به آن دلى كه تو حامل شدى ز روح قدس * بوقت جنبش آن حمل تا درو نگرى چو حمل صورت گيرد ز شمس تبريزى * چو دل شوى تو و چون دل بسوى غيب برى