فريدون بن احمد سپهسالار

185

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

چنين گفت . مولانا فرمود : خود را ستود و عظمت خود را نمود و صد چندانست كه فرمود . همچنان در ميانهء اصحاب روزى مولانا شمس الدين تبريزى فرمود كه : يك قول مولانا اعظم اللّه ذكره پيش من هزار دينار صره باشد و از آن متعلقان او ، هركه ره يابد ، به من تبع او باشد ، زيرا درى كه بسته بود باز ازو شد ، و اللّه كه من در شناخت مولانا قاصرم ، درين سخن هيچ نفاق نيست و تكلف نيست و تاويل ، كه من از شناخت مولانا قاصرم و مرا « 1 » هر روز از حال و افعال او چيزى معلوم مىشود كه وى نبوده است . مولانا را بهترك ازين دريابيد ، تا بعد از آن خيره نباشيد ، « ذلِكَ يَوْمُ التَّغابُنِ » . همين صورت خوب و سخن خوب كه مىگويد بدين غره و راضى نشويد ، كه وراى اين چيزى هست . آن را طلبيد ازو . فرمود كه : سخنى هست ، يكى نفاق و يكى راستى . اما آنكه نفاقست جان همه اوليا و روان ايشان در آرزوى آنند كه مولانا را دريافتندى و با او نشستندى و آنكه راستست بىنفاق كه روان انبيا در آرزوى آنست كه كاشكى در زمان او بودمى و سخن او بشنودمى . اكنون ضايع مكنيد كه اخلاص او هرك را بيشتر بود بعالم حق بيشتر پيوست . ذكر سلسله شريفه حضرت مولوى معنوى قدس سره العزيز امير المؤمنين على كرم اللّه وجهه تلقين كرد حسن بصرى رح را و حسن بصرى رح حبيب عجمى رح را و حبيب عجمى رح داود طائى رح را و داود طائى رح معروف كرخى رح او معروف كرخى رح سرى سقطى رح را و سرى سقطى رح جنيد رح را و جنيد رح شبلى رح را و شبلى رح محمد زجاج

--> ( 1 ) - در اصل : مر