فريدون بن احمد سپهسالار
90
زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )
كنى . تا حضرت خداوندگار در قيد حيات بود به هيچ آفريده نگفتم و اما آن ريك را بسودم و به چشم هركه كشيدمى و به شربت هر رنجور كه تعبيه كردمى شفا يافتندى . همچنان عثمان گوينده 228 ، كه از جملهء ملازمان حضرت خداوندگار بود ، نقل كرد كه : يك نوبت افلاس عظيم بر احوال من راه يافت و حال آنكه نوعروسى را به خانه آورده بودم و از وجه خرجى ضرورت عظيم داشتم . حضرت خداوندگار را معلوم شد ، برخاست و در حرم آمد و از اهل خانه شش دينار سرخ حاصل فرمود و باز بيرون آمده ، بنشست . بعد از آن زمانى در اثناى سخن بدين ضعيف فرمود كه : اى عثمان پيش ازين سنتى داشتى كه گاهگاه با ما مصافحه مىكردى ، مدتيست كه ترك كردهاى ، سبب چيست ؟ برخاستم تا دستبوس كنم ، دينارها را پنهان در دستم نهاد و فرمود كه پيوسته اين سنت را محافظت كن . شاد شدم و مدتى آن را بوجه خرج « 1 » صرف كردم . و باز مذكور نقل كرد كه : نوبتى باز افلاس داشتم و بههيچوجهى خرجى بدستم نمىآمد . باز به حضرت خداوندگار رفتم . گفتم : وقتست كه سنت دستبوس را بجا آورم . فرمود : بهترست ، خاطر خوش دار كه امروز به تو لقمهء چرب خواهد رسيدن . آن روز تا شب ملازم آستانه بودم : امرى ظاهر نشد ، حيرتى برين ضعيف مستولى شد كه چگونه خلاف اشارتشان واقع شود . چون شباهنگام « 2 » شد و اندك بارانى مىآمد ، گفتم : پيش از آنكه تاريكى و گل گردد راه خانه گيرم . از در بيرون آمدم ، جوى آب در باغچهء خانه درمىآمد ، بواسطهء خار و خاشاك پندام 229 « 3 »
--> ( 1 ) - در اصل : خرچ ( 2 ) - در اصل : شبانگاهم و خ ل : شبنگاهم ( 3 ) - در اصل چنينست و اصلاح آن ممكن نشد