فريدون بن احمد سپهسالار
88
زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )
التماس كرد كه بنشيند ممكن نشد . فرمود كه جهة عذر زحمات دوشينه ، تا شيخ را بپرسم كه از زحمات و الطاف دوشينه چگونه است ؟ شيخ را از روشنى ضمير ايشان شگفت آمد ، تواضع بسيار به همديگر كرده بازگشت . و از رياضات حضرت خداوندگار ماست كه پيوسته هليلهء زرد 225 در دهان مبارك مىداشت ، جمعى از ملازمان هر يكى تاويلى مىكرد . چون به بندگى چلبى 226 رجوع كردند فرمود كه : رياضت حضرت خداوندگار به حديست كه نمىخواهد كه آب دهان نيز در حلق شيرين باشد ، بلكه عفص و تلخ و اين دليليست بر قوت رياضت حضرت ايشان . روزى حضرت خداوندگار به عيادت چلبى حسام الدين رضوان اللّه عليهما آمد . اصحاب و ياران پيش و پس كوچه گرفته ، در جائى تنك سگى مىآمد . شخصى از اصحاب آن سگ را بزد و از پيش دور كرد . حضرت خداوندگار بانك زد بر آن شخص و فرمود : اى بىخبر سگ كوى چلبى را مىزنى ؟ اين معنى دالست بر غايت حلم و ادب و رعايت بندگان و عنايت دربارهء ايشان . حضرت خداوندگار قدسنا اللّه بسره العزيز اكثر ايام در خانهء چلبى ترددى فرمودى « 1 » . مگر يك شب در زمستان بيگاه در خانهء چلبى رفت ، در بسته بودند و اصحابش همه خفته و حال آنكه برف عظيم مىآمد و خداوندگار عودت نفرمود و در را نيز حركت نداد ، تا اصحاب در زحمت نيفتند ، تا روز بر پاى ايستاده و برف بسر مىباريد . چون روز شد و
--> ( 1 ) - در اصل : فرى