نور الدين جعفر بدخشى
34
خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )
احديت اعيان ثابته « 1 » ظاهر گشت ، معارف و اسرار جميع اعيان را حق تعالى در دل « 2 » ايشان نهاد به آن تجلّى و مظهر آن صور علميه ذاتيه روح اعظم آمد و ليكن جوهريت او مجلاء ذات شد و نورانيت او مجلاء علم گشت و او چون « 3 » به حقيقت محمّد است ، لاجرم على مجلاء ذات قديم آمد زيرا كه على باطن محمّد است ، پس در هركه ذات و جمال صفات بيشتر ظهور كرده ، على را دوستتر « 4 » دارد و در هركه كمتر ، كمتر . رباعى « 5 » يك ذره به هستى خدا شاد شدن * و آنگاه ز « 6 » هستى خود آزاد شدن بهتر بود آن ز طاعت « 7 » هر دو جهان « 8 » * ز آنجاست به شاگردى استاد شدن « 9 » و در « 10 » هركه ذات مستور ماند « 11 » و جلال صفات « 12 » بيشتر ظهور نكرد على را دوست ندارد ، چنان كه خوارج « 13 » ( آ : برگ 10 ب ) لعنهم اللّه نعوذ باللّه من ذلك الضّلال ( ل ) « 14 » الصّادر عن حضرة الجلال المراد بإرادة الكمال . ذكر نسبته ( ( مير سيد على همدانى ) ) « 15 » جدّ فقره و خير ميراث جدّه « 16 » و فخره * نور اللّه روحه ، و كثّر فتوحه
--> ( 1 ) اعيان ثابته حقايق ممكنات است در علم حق تعالى و آن حقايق اسماء الهيه در حضرت علميه باشد و نيست آن را تاخر از حق مگر به ذات نه زمان . احمد ، اصطلاحات الصوفية ، ص 3 . ( 2 ) آ ، ب ، ل : ندارد . ( 3 ) ن : چون او . ( 4 ) آ : نيز . ( 5 ) ب ، ن : نظم . ( 6 ) آ ، ن : از ( بجاى ز ) . ( 7 ) ل : عبادت . ( 8 ) آ ، ن : عالم . ( 9 ) اين بيت در ن ناقد است . ( 10 ) آ ، ن : ندارد . ( 11 ) آ : بماند . ( 12 ) ل : جلال و صفات . ( 13 ) الخوارج : جمعت الخوارج على اكفار على بن ابى طالب ، ابو الحسن على : مقالات الاسلاميّين ، ج 1 ، ص 154 . ( 14 ) ل : برگ 7 ب . ( 15 ) آ : برگ 10 ، الف ، ب : برگ 9 ب ، ن : 93 الف . آ : ن : نسبتيه ، ل : نسبت . ( 16 ) آ ، ب : ندارد .