نور الدين جعفر بدخشى
پيشگفتار 31
خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )
ذات و ظاهر باشد به اسماء و افعال . سپس به فحواى گفتهاى ، محى الدّين ابن عربى ملامتيه را افاضل اولياء شمرده و حقيقت قطبيت را صراحت نموده كه قطب در هر زمان واحد است كه او را « غوث » خوانند و وظيفه مرتبهء قطبيت « اللّه اللّه » باشد و مراتب قطب و امامين و بدلاء سبعه را نام مىبرد . و موضوع علم تصوف ذات و صفات و اسماء باشد و مبادى آن معرفت خداى است و مسائل آن كيفيت صدور كثرت از وحدت و رجوع كثرت به وحدت است « 1 » تجليات و مشاهده را توضيح داده مىگويد كه بعضى اولياء اللّه دائم مشاهد حق تعالى باشند و بعضى گاهگاه . سپس ولايت و اقسام آن و مدارج ولى را بيان نموده و آداب سلوك و خلوت را برشمرده مىگويد : هركه آداب خلوت نگاه ندارد مهابت خلوت او را از خانهء خلوت بيرون آرد و چون سالك به مداومت شرائط اقبال نمايد انوار كثيره ساطعه مربى گردد در باطن و كيفيات آن انوار و ظهور آن و فتح آن و بصيرت را به بيان جاذب و مؤثر همىگويد كه بعد از ظهور انوار خانهء دل نبايد مملو شود از اغيار و اين اغيار عبارت است از وجود بشرى و نفس و شيطان . مؤلف صفات مذمومهء آب و آتش و خاك و باد و تضاد آنها را با يكديگر به روش بسيار جالبى شرح داده است كه چگونه انسان در حال عبور از اين تركيب عناصر حقايق مختلفى را مشاهده مىكند و به سعى و تأييد ايزدى مقام اشرفيت انسان كامل را درك نمايد . مؤلف از اصطلاحات تصوف و ارادت و حال و مقام و غيره بحثى كرده بيان مشاهدات بشرى و از رؤياى صادقهء حضرت ابراهيم و حضرت يوسف عليهما السّلام ذكرى نموده گفته است بايد براى خوابها تعبيرات خوب پيدا كنيم نه تأويلات بد . هر عاقل بالغ مستعد قبول سعادت را فرض عين باشد كه در تزكيهء نفس بكوشد و بعدا توضيحى داده است از نفس و عقل و وساوس شيطانى و خواطر و اين مطالب به استفاده از « فوائح الجمال » نوشته شده است كه چگونه شيطان از اولاد خود كمكى يابد و آنها را به كارهاى گوناگون وادار مىسازد و اگر يكى از اينها كسى را از تحصيل علم دين و كسب معرفت مانع آيد شيطان او را در كنار گيرد و كارش را از كار ديگران بزرگتر دارد . پس از دفع اخلاق ذميمه و تزكيهء نفس ، تصفيه قلب واجب مىباشد و در ضمن بيان قلب معرفت روح را تشريح نموده گفت وجود انسانى از ذرات جميع كائنات حاصل آمده است
--> ( 1 ) - آ : برگ 24 ب - 23 - الف .