نور الدين جعفر بدخشى

296

خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )

بر طالبان صادق و مرا به قوت تامه در كنار ( ن ) « 1 » گرفت « 2 » و دعاى طويل خواند « 3 » و بر من دميد « 4 » و به حق تعالى تسليم نمود « 5 » و وداع فرمود « 6 » و مرا گفت « 7 » برو به خانهء خود بنشين « 8 » . فلاجرم به سعادت « 9 » دين و دنيا « 10 » متوجه اهل بيت « 11 » خود آمدم و حال آنكه پوستين مبارك خود « 12 » و آفتابه شريف خود به من عطا فرموده بود و در اوان « 13 » پوشيدن آن پوستين امر عجيب « 14 » در وجود « 15 » خود يافتم كه پيشتر از آن در من نبود . جناب سيادت چون از سفر حج « 16 » بازآمد ، روزى بر من غضب نمود « 17 » و فرمود كه تصوّر نكنى كه اين « 18 » سعادت به سعى خود يافتى بلكه مدتهاست كه همّت اين درويش در سفر و حضر به جانب تو مصروف است تا در شب جمعه در حرم كعبه از براى سعادت يافته « 19 » تو هزار بار « 20 » فاتحه خوانده‌ام و از حضرت پروردگار سعادت تو خواسته‌ام « 21 » . و بعد ( برگ 107 الف ) از آن در واقعه ديدم كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و سلّم « 22 » سه چيز به من داد ، بعد از واقعه جناب سيادت خلالى و چرك گوش گيرى از نقره و موى بينىگيرى از آهن ( گ ) « 23 » كه متصل بود بهم ديگر « 24 » به من داد و فهم كردم كه « 25 » اين « 26 » سه چيز متصل آن سه چيز است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و سلّم به من داده بود .

--> ( 1 ) - ن : برگ 128 ب . ( 2 ) - گ ، ل ، ن : گرفتند . ( 3 ) - ن ، ب ، گ : خواندند . ( 4 ) - ب ، ن : دويدند ، گ : دميدند . ( 5 ) - گ ، ل ، ن : نمودند ، ت : سپرد و تسليم نمود . ( 6 ) - گ : فرمودند ( 7 ) - گ ، ل ، ن : گفتند . ( 8 ) - آ ، ل ، ن ، گ : ندارد . ( 9 ) - آ ، ن : سعادات ، گ : پس به سعادات . ( 10 ) - گ : دينى و دنيايى . ( 11 ) - گ : اهل و بيت . ( 12 ) - گ ، ل ، ن : ندارد . ( 13 ) - آ ، ب ، ت ، ل : اوّل . ( 14 ) - گ : امرى عجب . ( 15 ) - گ : ندارد . ( 16 ) - ب : حجاز ، ت : ندارد . ( 17 ) - گ ، ل ، ن ، ت : كرد . ( 18 ) - ل : ندارد . ( 19 ) - ب : ندارد . ( 20 ) - گ : ندارد . ( 21 ) - گ ، ل : خواسته ( 22 ) - آ : حضرت سيادت ، گ : « صلّى . . . . و سلّم » ندارد . ( 23 ) - گ : برگ 495 . ( 24 ) - ل : چرك گوش گيرى و موى گيرى از نقره كه متصل يكديگر بود ، گ : كه متصل يكديگر بود . ( 25 ) - ن : ندارد . ( 26 ) - گ : آن .