نور الدين جعفر بدخشى

240

خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )

اى دوست قدر اين كلام نداند الّا سالك راه خداى و به يقين ببايد دانستن كه بعضى از اصحاب جناب سيادت به عين كشف نور جمال ولايت جناب ( ل ) « 1 » سيادت را ديدند و از ادراك كنه ( آ : برگ 84 ب ) كمال جناب سيادت عاجز شدند و متعجب آمدند و بعضى را « 2 » آن معنى در « 3 » مرآت « 4 » رؤياى صالحه جمال نمود و بعضى از « 5 » راه صدق از انفاس شريفهء جناب سيادت هدايت يافتند « 6 » و فىالجمله همه احبّا در دايره حسنى داير آمدند . كما قال اللّه تعالى : « وَ كُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى « 7 » » ( 26 - 30 ) ( 4 : 95 ) الآية « 8 » . و جناب سيادت فرمود در حالت غيرت كه علاء الدّين حصارى « 9 » اگرچه خاطر صافى كرده است امّا ( ب ) « 10 » هنوز از خود بيرون نيامده است بلكه در ديد « 11 » به طفلان ما محتاج است . و على همدانى نه تنها در زمين درويش است بلكه « 12 » هرگه درويش است ( ت ) ، در زمين درويش است و در آسمان درويش است با آنكه مبرا « 13 » از همه چيز درويش است ، و اين سخن « 14 » نيز دلالت مىكند بر آن بيان گذشته زيرا كه از لاهوت « 15 » خبر داد به درويشى خود و آن تنزيه « 16 » دست ( ن ) « 17 » ندهد الّا بعد از عبور از تجليات جمال و جلال « 18 » ، و اين فقير را وقتى حالى روى نمود و در آن حال از حضرت امير المؤمنين على « 19 » كرم اللّه وجهه شنودم « 20 » كه فرمود كه چون افاضه و استفاضه « 21 » ( گ ) « 22 » به كمال رسيد « 23 » از حضرت جمال و جلال فارغ آيى .

--> ( 1 ) ل : برگ 58 الف . ( 2 ) ن : ندارد . ( 3 ) ل : ندارد . ( 4 ) آ : جرات و تصحيح از روى ب ، ن ، ل . ( 5 ) گ ، ل : در . ( 6 ) آ : ندارد . ( 7 ) قرآن مجيد : 4 ( سورة النساء ) : 95 . ( 8 ) ب : ندارد . ( 9 ) معلوم نشد كيست . ( 10 ) ب : 74 الف . ( 11 ) گ ، ل ، ن : ديدن ( به جاى ديد ) . ( 12 ) آ : بل ، ت : برگ 64 الف . ( 13 ) گ ، ل ، ن : از همه چيز مبرا . ( 14 ) ب : ندارد . ( 15 ) آ : هوت ( به جاى لاهوت ) . ( 16 ) ل : تنزيه است ، آ ، ن : به تربت . ( 17 ) ن : برگ 120 ب . ( 18 ) ب : جلال و جمال . ( 19 ) ن : ندارد ، ت : على عليه السّلام . ( 20 ) گ ، آ ، ل : شنود ، ت : بشنود . ( 21 ) ل : استقامت . ( 22 ) گ : ص 462 . ( 23 ) گ : رسد .