نور الدين جعفر بدخشى

232

خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )

« الإيمان يقين كلّه » دلالت مىكند بر آن . و اين معنى از براى تقريب « 1 » فهم تمثيلى « 2 » باشد « 3 » مثلا ناظر به اثر قبل الطلوع « 4 » به يقين فهم كند وجود آفتاب را چون شعاع آفتاب بر قلهء كوهى بتابد و ناظر آن نور را بينند به عين اليقين به وجود ( ب ) « 5 » آفتاب دانا شود و چون قرص خورشيد طلوع نمايد ( آ : برگ 81 الف ) به حقيقت خورشيد بينا گردد ، همچنين مكاشف توحيد افعال را ( ت ) وحدت حق تعالى به كشف علم اليقين حاصل آيد چنان كه مستدل را به استدلال از اينجاست كه مشايخ طريقت ( گ ) « 6 » فرموده‌اند . « اليقين اوّل قدم المريد الصّادق و آخر قدم الفقيه الزّاهد » و مشاهد « 7 » اتحاد صفات را وحدت حق‌تعالى عين اليقين شود و معاين وحدت ذات را وجود قديم حق تعالى حق اليقين گردد و بعضى را سه روز شهود بود و بعضى را در شبا روزى هفتاد هزار بار مشاهده باشد « 8 » و بعضى را گاه‌گاه شهود دست دهد ، يا « 9 » حبيب لبيب « 10 » . اولياء اللّه اوّل به معنى عارف شوند از عين بصيرت « 11 » چنان كه اين حديث مبيّن است كه : « إذا أراد اللّه بعبد خيرا فتح بصيرته « 12 » » آنگاه لفظى به ازاء آن معنى « 13 » وضع كنند به خلاف اهل ظاهر كه اوّل تصحيح لفظ كنند آنگاه تصحيح معنى از لفظ ليكن اهل اللّه گاه معنى « 14 » در لفظ مىآرند « 15 » كه آن « 16 » لفظ موافق ظاهر شرع باشد و گاه در لفظى كه موافق باطن شرع باشد « 17 » عن

--> ( 1 ) آ : تقريت . گ : معنى را . ( 2 ) ب : ندارد . ( 3 ) آ : بود . ( 4 ) گ : آفتاب قبل الطلوع ( 5 ) ب : برگ 71 الف . ( 6 ) گ ، ل : طريقت قدس اللّه اسرارهم ، گ : ص 456 ، ت : برگ 60 الف . ( 7 ) ب : ندارد . ( 8 ) آ ، ب : شود ، ن ، ل : باشد . ( 9 ) آ : با . ( 10 ) ب : ندارد . ( 11 ) ن : به صورت . ( 12 ) از ب حاشيه برگ 71 الف يعنى بينائى دل براى حديث قب : در بيان آداب مبتدى و طالبان حضرت صمدى ، برگ 202 الف . اللئالى المصنوعة ، ص 61 . ( 13 ) ت ، گ ، ل : اين ( معنى ندارد ) . ( 14 ) ل ، ن : معنى را . ( 15 ) ن : ندارد . ( 16 ) گ : ندارد . ( 17 ) آ ، ب ، ت ، ل : ندارد . گ : « و گاه در . . . . باشد » ندارد .