نور الدين جعفر بدخشى

227

خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )

نظم « 1 » چو تو پيدا شوى از اهل دينم * چو تو پنهان شوى از اهل كفرم و له قدّس اللّه سرّه العزيز . و حضرت « 2 » سيادت نيز جميع تجليات را به نسبت باجمال « 3 » در اين نظم ذكر كرده است قدّس اللّه سرّه و كثر لنا « 4 » - « 5 » برّه . و له قدّس اللّه سرّه العزيز « 6 » . نظم « 7 » از كنار خويش مىيابم دمادم بوى يار ( آ : برگ 79 الف ) زان همىگيرم به هر دم خويشتن را در كنار * چون كنارم را ميانى نيست پيدا هر زمان در ميان خون دل جانم « 8 » غمش گيرد كنار * چون ميانش را كنارى نيست زان در حيرتم كان چنان « 9 » نازك ميانى هست دايم بىكنار ( ت ) * نى ميانش را كنارى نى كنارم را ميان « 10 » وز « 11 » ميان آتش عشقش نمىيابم كنار * بر كنار است آنكه سوداى ميانش در سرست وز « 12 » ميان آن خورد گو كز به دو شد بر كنار « 13 »

--> ( 1 ) گ ، ل : بيت ، ت : فرد . ( 2 ) گ : جناب . ( 3 ) گ : اجمال . ( 4 ) ب : زاد لنا . ( 5 ) ل : ندارد . ( 6 ) گ : « قدس اللّه . . . . تا . . . العزيز » ندارد . ( 7 ) ل : شعر ، ت : غزل . ( 8 ) گ ، ل : دايم . ( 9 ) ب : چنان ، ت : برگ 58 الف . ( 10 ) ب : ميانى : اصطلاحات عراقى ، ص 423 . سابقه را گويند كه در ميان طالب و مطلوب مانده از سير و مقام و حجاب و غير آن ، ميان باريك حجاب وجود سالك را گويند وقتى كه حجاب ديگر نباشد . ( 11 ) ب : ندارد . ( 12 ) گ : « و » ندارد . ( 13 ) ب : آنكه خود شد بر كنار ، ل : كز بود خود شد با كنار . كنار ، اصطلاحات عراقى ، ص 423 . دريافت اسرار و دوام مراقبت را گويند براى غزل مزبور رك به : آتشكده وحدت ، ص 437 . چهل اسرار نسخهء خطى متعلق به كتابخانهء موزه بريتانيا برگ 193 ب . چهل اسرار ، چاپ امرتسر ، ص 13 .