نور الدين جعفر بدخشى
214
خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )
كردن « 1 » و چون از آن صحبت « 2 » فراغ « 3 » حاصل آمد توجه كردم حضرت مصطفى را ديدم صلّى اللّه عليه و سلّم « 4 » تبسّم نمود و فرمود كه آن التماس به اشارت من است لاجرم « 5 » اجابت كردم . نظم « 6 » ( ب ) « 7 » هم « 8 » ولى را ولى تواند ديد * مصطفى را على تواند ديد « 9 » جناب سيادت فرمود كه ( آ : برگ 73 الف ) وقتى در سفر بودم به خدمت شيخ محمود قدس اللّه سرّه حال آنكه خدمت شيخ با درويشان به روزه « 10 » بودند و آب افطار شيخ را من برداشته بودم و « 11 » چون از آن « 12 » منزل كه آب برداشته بودم شش فرسنگ راه برفتند « 13 » و در اوّل وقت عصر به اداى « 14 » عصر اشتغال نمودند ، در ميان نماز بودم كه يكى از سفها همراه بودند « 15 » از آن آب بخورد ( گ ) « 16 » لاجرم آن بقيه « 17 » را ريختم و باز سوى آن منزل كه آب بود برفتم و آب گرفتم و به منزل « 18 » بيوتته « 19 » رسيدم در وقت افطار و شيخ بهغايت حديد در من بديد و نفحهء « 20 » تبسم نمود و در آن شب گشود بر من اسرارى كه هرگز نبود « 21 » ( ل ) « 22 » به اربعينات مرا در وجود به بركه نظر آن صاحب وجود « 23 » .
--> ( 1 ) گ : كرد . ( 2 ) گ : مجلس . ( 3 ) آ ، ب ، ن : فارغ . ( 4 ) آ ، ب : رسول ، گ ، ل : مصطفى صلوات اللّه عليه را ديدم . ( 5 ) ن : ندارد . ( 6 ) ب فرد . گ ، ل : بيت . ( 7 ) ب : برگ 64 الف . ( 8 ) گ ، ل : چون ن : بس هم . ( 9 ) اين شعر سروده سيد على همدانى است رك به : رساله در معرفت سيرت و صورت انسان برگ 180 ب . ( 10 ) ن : با روزه . ( 11 ) آ ، ل : ندارد . ( 12 ) آ : ندارد . ( 13 ) آ ، ب : حيدر بخشى : رسالهء مستورات برگ 351 الف ، ب روزى حضرت شيخ ( شرف الدّين محمود مزدقانى ) در سفر بودند تمام مردم كه همراه شيخ بودند . . . مشكى كه بر سر اسپ مىبود آن را به دوش خود كرده بعد از نماز عصر به بيست و چهار فرسخ راه برفتم بر سر چاهى رسيدم نه ريسمان داشت و نه دلو ، لاجرم حيران شده ماندم گفتم كه بار خدايا از ميان ياران اين قدر راه آمدم كه آب طهارت براى برادران دينى خود چطور برم ، الحال وقت نماز . . . با اين قدر مسافت راه آمده به چه رو روم ، چون اين تضرّع كردم ، حضرت خضر پيدا شد گفت كه يا سيّد كه بگير اين ( برگ 351 ب ) دلو و ريسمان را ، چون بگرفتم غايب شد آب را گرفته پيش از مغرب رسيدم ، آنقدر آب گرفتم كه دو روز در آن مقام قرار كردند كفايت خوردن و طهارت تمام ياران كرد . ( 14 ) آ : يادا . ( 15 ) آ : بود . ( 16 ) گ : ص 443 . ( 17 ) ن : باقيه . ( 18 ) ل : در منزل . ( 19 ) گ : بيتوته . ( 20 ) گ : ندارد . ( 21 ) آ : بر من در اسرارى كه هرگز نبود ، ب : بر من اسرارى كه هرگز نبود . گ ، ل : بر من اسرارى كه نبود . ن : اسرارى كه در من نبود . ( 22 ) ل : برگ 50 ب . ( 23 ) گ : « مرا بار به عنايات در وجود ببر كه نظر آن صاحب وجود » در حاشيه آمده .