نور الدين جعفر بدخشى

210

خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )

اشارت به آن معنى بود ، زيرا كه تكبر اغنيا به سبب نخوت نفسانى و عوارض امور فانى باشد « 1 » كه آن تغير الحق است و تكبر درويش عارف اللّه و باللّه بود و اين احسن احوال ( گ ) « 2 » فقير است زيرا « 3 » كه اين دالست « 4 » بر قوت يقين او و از اينجا بدانى كه آنچه موجب نقصان عاقل است « 5 » كمال عارف است « 6 » . و « 7 » بعد از سه ماه از سفر « 8 » بدخشان به خطهء مباركه « 9 » ختلان رجوع نمود « 10 » و سه ماه ديگر « 11 » به شرف وفاى آن وعده تشريفات فرمود به حسب افاضهء اسرار از كتب اهل طريقت و انوار آن « 12 » صحبت با رحمت ، آنگاه متوجه سفر ملك ختا « 13 » گشت و حال آنكه مرا در بعضى از مسائل صوفيه قدّس اللّه اسرارهم ترددى « 14 » مىبود به سبب قصور فهم ، لاجرم آن را « 15 » به جناب سيادت عرضه كردم ، پس جناب سيادت فرمود كه : وقتى بيايد « 16 » كه آن مشكلات ( آ : برگ 71 الف ) حل گردد و اضعاف آنچه بر من خواندى و از من شنيدى « 17 » و فهم كردى نيز بر تو لايح گردد زيرا كه همّت اين درويش به جانب تو مصروف مىباشد « 18 » فلاجرم سر بر قدمش نهادم از روى اخلاص و وداع كردم و چون مرا عقيده آن بود كه نفس نفيس او ( ل ) « 19 » از قبيل يقين است و به مطالعه مقروعات « 20 » مشتغل شدم با رياضت نفس بهم و حال آن بود كه در زمان گذشته مدتى رياضت كشيده بودم و بىنوايى خلق من شده بود ( ب ) « 21 » لاجرم به اندك فرصت

--> ( 1 ) ايضا : ذخيرة الملوك ، ص 231 . بود . ( 2 ) گ : ص 440 . ( 3 ) ايضا ذخيرة الملوك ، چه اين معنى . ( 4 ) آ : دانست ( بجاى دالست و تصحيح از روى ل ، ب . ( 5 ) سيد على همدانى : ذخيرة الملوك ، ص 231 جاهل غافل است . ب : ندارد . سيد على همدانى : ذخيرة الملوك ، ص 231 . مورث كمال كامل است . ( 6 ) اين همه عبارت از او هم در ذخيره است كه امام محقق سابق جعفر صادق . . . كمال عارف است از روى ذخيرة الملوك باب دهم ، ص 231 به بعد چاپ 1321 ه تأليف سيد على همدانى نقل كرده شده . ( 7 ) گ ، ل : و چون . ( 8 ) گ : سفر اوّل . ( 9 ) گ : مبارك . ( 10 ) آ : ندارد ، فقط « د » نوشته . ( 11 ) گ : ديگر در ختلان . ( 12 ) گ ، ل : از . ( 13 ) گ : آ ، ل : خطاى . ( 14 ) ل : تردد . ( 15 ) ل : ندارد . گ : آن را به جناب سيادت . ( 16 ) گ ، ل : آيد . ( 17 ) گ : شنودى . ( 18 ) ب : مصروف است . ( 19 ) ل ، برگ 49 ب . ( 20 ) ب ، ل : مقردات ، گ ، ن : مقرو است . مقروء خوانده شد ، ( فرهنگ آنندراج ) . ( 21 ) ب : برگ 63 الف .