نور الدين جعفر بدخشى

202

خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )

در آخر آن « 1 » مجلس دهش « 2 » جناب سيادت فرمود كه ( ل ) « 3 » مصلحت آن است كه ( آ : برگ 67 الف ) بعد از عيد رمضان به افاضهء علمى اشتغال باشد كه اگر « 4 » خداى خواهد زيرا كه اربعين « 5 » ديگر اختيار كرده شد ميسر گردد ان‌شاءالله تعالى « 6 » . و چون اين فقير در عيد رمضان به جمال سيادت مسرور آمد « 7 » و التماس « 8 » بيعت نيز نمود ، فرمود كه تو معلولى ملازم « 8 » باب « 9 » فقر نتوانى بود « 10 » و ليكن چون اين فقير در التماس مخلص بود به اجابت قرين آمد « 11 » و امّا بيعت نيز موعود « 12 » گشت تا حضرت سيادت بازآيد از موضع زمستانى كه به التماس اخى حاجى « 13 » رفته بود . و چون باز آمد به معمور جديد اخى حاجى « 14 » و روزى چند اقامت نمود ، در شبى اين فقير بيعت كرد و در حالت بيعت چون يك دست اين فقير گرفت ، در ميان آن دو دست كبير نور ولايت آن جناب لميع ديده شد كه در همگى آن « 15 » خانه مملو گشت ، پس حيرت حاصل آمد از آن نور لميع عجيب و دستار از سر برداشته شد بلا علم و لا خبر بالمقراض و ما غبر « 16 » . و چون تحيّر « 17 » زائل « 18 » گشت دستار قطع « 19 » كرده آمد « 20 » و آن قطعه « 21 » را به حضرت « 22 » سيادت عرضه داشته « 23 » آمد « 24 » تا پاىتابه « 25 » سازد ، فرمود كه رويمال شود نه پاى تا به و در هنگام « 26 » ديگر از برادرم حق‌گوى رحمة اللّه عليه « 27 » پرسيدم

--> ( 1 ) گ ، ل : ندارد . ( 2 ) گ : ندارد . ( 3 ) ل : برگ 47 الف . ( 4 ) ب : كه اگر ( بجاى اگر ) . ( 5 ) گ : اربعينى . ( 6 ) گ : اربعينى . ( 7 ) ن : ندارد . ( 8 ) گ : ندارد . ن : ملازمت ، ل ، گ : ندارد . ( 9 ) گ ، ل : تاب . ( 10 ) گ ، ل : آورد ، ن : ندارد . ( 11 ) ب ، ل ، ن : ندارد . ( 12 ) آ : بود گشت و تصحيح از روى ب ، ن . ( 13 ) آ : حاجى اخى . ( 14 ) گ : ندارد . ( 15 ) آ ، ن ، ل : ندارد و زيادت از روى ب . ( 16 ) ل : ندارد ، گ : با غير . ( 17 ) ن : آن تحير . ( 18 ) گ ، ل : نازل . ( 19 ) گ ، ن : قطعه كرد ، ل : را قطعه‌قطعه . ( 20 ) ل : كرد . ( 21 ) گ ، ل ، قطعه‌ها . ( 22 ) ل ، بر جناب سيادت . ( 23 ) آ : كرده . ( 24 ) در ب حذف است . ( 25 ) جامه سطبر كه به چندتاى مسافران بر پاى پيچند دفع سرما يا چستى و چالاكى رفتار را ( لغت‌نامه دهخدا ) . ( 26 ) گ : هنگامى . ( 27 ) گ : ندارد .