نور الدين جعفر بدخشى
165
خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )
شعور حفظه نيز غايب گردد . اى دوست بدان كه وجود انسانى از ذرات جميع كائنات حاصل آمده است ، پس هر وجودى كه منكشف شود از فوق او وجود ديگر « 1 » باشد كه اين وجود فايق اصفى از آن وجود بود تا غايتى كه به وجود حقيقى حق تعالى كبرياءه « 2 » منتهى گردد و در هر « 3 » وجودى از ان « 4 » وجودات چاهى نمايد و ليكن در بدايت از بالاى سر پيدا شود و بعد « 5 » از ان از پيش روى و بعد از ان از تحت و « 6 » در اين حال در قعر چاه نور سبزى « 7 » بيند و اين نور سبز علامت انتهاى وجود حادث سيّار و ابتداى وجود قديم باشد و چون نيك « 8 » احتياط كرده شود چاههاى انواع وجود هفت باشد . و وجود نيز منحصر بود « 9 » در هفت عدد كلى كه در تحت هر وجودى از « 10 » وجودات كثيره ( گ ) « 11 » متنوعه باشد و سبعيت « 12 » آسمان و زمين از اين سرّ است « 13 » فلاجرم هر جزوى كه صافى گردد آيينهء جمالنماى كلى خود شود و از هر ذرهاى از ذرات كائنات اذواق كثيره يابد . و ليكن ( آ : برگ 51 ب ) هرچه داند و بيند و يابد در ابتداى سلوك ( ت ) بايد كه به شيخ خود مشاورت « 14 » كند در غيبت « 15 » تا شيخ آن را تعبير « 16 » كند ، تا آن ( ب ) « 17 » غايتى كه باطن او « 18 » قوى گردد و آنچه به او رسد به ذوق حال خود بداند و طريق دانستن آن مختلف است « 19 » ( ل ) « 20 » زيرا كه چون معانى در صور بنمايد گاه باشد كه از كيفيت آن صورت معنى آن را « 21 » بداند « 22 » و گاه باشد كه آن صورت به نطق درآيد و « 23 » بيان كند كه او صورت كدام معنى بوده و گاه باشد كه قايل غيبى شرح دهد كه آن صورت كدام معنى بوده « 24 » و گاه بود كه واقعهء ماضيه تفسير يابد به واقعهء آتيه « 25 » و برعكس نيز
--> ( 1 ) ن : ديگرى ، ل : وجودى ديگر . ( 2 ) آ : بياض . ( 3 ) ن : ندارد . ( 4 ) ن ، ل كلمه « از » ننوشته ، ت : از ان وجود است . ( 5 ) آ : كلمه « بعد » را ندارد . ( 6 ) ب : و ليكن . ( 7 ) ل ، گ : نورى سبزى ، ل : جاهى ( چاهى ) . ( 8 ) ل : نيكى . ( 9 ) ت ، ل : باشد . ( 10 ) گ : ندارد . ( 11 ) ص : برگ 418 . ( 12 ) ل : وسعت ( به جاى و سعيت ) . ( 13 ) فوائح الجمال ، ص 9 . و أنواع الوجود تنحصر فى سبعة و انحصار اعداد الأرض و السماء فى السبعة اشاره إلى هذا . ( 14 ) ل ، ن ، گ : مشورت ، ت : برگ 46 الف . ( 15 ) آ ، ب ، گ : غيب . ( 16 ) آ ، ب ، ت ، ن ، گ : تفسير . ( 17 ) ب : برگ 47 ب . ( 18 ) ل ، به دو . ( 19 ) آ : باشد ، ب : بود . ( 20 ) ل ، برگ 36 ب . ( 21 ) گ : او را ( به جاى آن را ) ( 22 ) ب : ندارد . ( 23 ) آ : ندارد . ( 24 ) ت : گاه باشد . . . تا . . . بوده ، ندارد . ( 25 ) ل : باشد . گ : آتيه .