نور الدين جعفر بدخشى
144
خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )
و امّا حق صرف اين است « 1 » كه آن همت محركه « 2 » پيدا مىآيد مثل برق در باطن « 3 » از وسوسه شيطان و حديث نفس « 4 » به چيزى « 5 » و زود نفى مىكند به آن مأخوذ نباشد « 6 » و اگر نفى ( آ : برگ 44 ب ) نكند خاطر گردد بهواسطه تسويل « 7 » شيطان و اگر نفى كند به آن مأخوذ نباشد « 8 » و اگر نفى نكند بلكه « 9 » مطاوعت « 10 » شيطان كند « 11 » نيت گردد و اگر نفى كند « 12 » به آن « 13 » مأخوذ نبود و الّا قوى شود و عزم باشد و اگر نفى كند « 14 » مأخوذ نبود « 15 » و اگر مأخوذ نبود « 16 » قصد گردد « 17 » پس به آن « 18 » سه اوّل « 19 » معفو باشد و به سه « 20 » آخر مأخوذ بود « 21 » و اين در حق عوام است . و امّا در حق سالك ذاكر هرچه بر « 22 » دل او بگذرد كه غير اللّه باشد نفى آن بر سالك واجب باشد و بعد از عزم مكين « 23 » قصد فعل و سعى جوارح باشد « 24 » و عمل ظاهر گردد و به اتفاق مأخوذ بود . قال اللّه تبارك « 25 » و تعالى « 26 » : « لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ « 27 » » ( 7 - 13 ) ( 2 : 286 )
--> ( 1 ) - ل : آن است . ( 2 ) - ل : ندارد ، ت : تحركه . ( 3 ) - ن : ندارد . ( 4 ) - براى حديث نفس ر ك به : غزالى ، كيمياى سعادت ، ص 647 پيدا كردن آنچه معفو باشد از حديث نفس و وسواس و انديشه به دو آنچه بدان بگيرند و معفو نبود . ( 5 ) - ل : بخيرى او ، ب ، ن : ندارد . ( 6 ) - ب : ندارد . ( 7 ) - آ ، ن : تسويد . ( 8 ) - ل : ندارد . ( 9 ) - ب ، ت ، ن : ندارد . ( 10 ) - ب : مطاوع . ( 11 ) - آ ، ب ، ن ، گ : ندارد . ( 12 ) - آ ، ب ، ن : نكند . ( 13 ) - ل : ندارد . ( 14 ) - گ : نكند . ( 15 ) - ن : نباشد ، گ : و اگر نكند ، عبارت « مأخوذ نبود و اگر نكند » در حاشيه آمده است . ( 16 ) - آ ، ب : ندارد . گ : پديد آيد . ( 17 ) - گ : پديد آيد ، ل : كردن ، ت : ندارد . ( 18 ) - آ ، ن : ( آن به جاى به آن ) . ( 19 ) - گ ، اوّل از و معفو . ( 20 ) - ل : بر ( بجاى سه ) . ( 21 ) - ل : باشد ، ن : ( اگر مأخوذ بود . . . مأخوذ بود ) ندارد . ل : ندارد . ( 22 ) - ب : در . ( 23 ) - گ : « عزم مكين » ندارد . ( 24 ) - آ ، ل : ننوشته . ( 25 ) - ب ، ل ، ن : ندارد . ( 26 ) - ت ، گ ، ل ، ن : ندارد . ( 27 ) - قرآن مجيد : 2 ( سورة البقرة ) : 286 . از ب : حاشيه برگ 40 ب ، يعنى حق خود را منزه كرد از فصل بندگان و گفت اگر طاعت كنى تراست و اگر معصيت كنى بر تست و چيزى از اين به من راجع نيست و نزد اهل تحقيق آنچه از خيرات و كمالات و كشوف حاصل است بر هر وجهى كه هست يا به قصد يا به غير قصد از عالم نورست چه كل -