نور الدين جعفر بدخشى

81

خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )

و بعدها مرتبهء اولياء عشرة كالعشرة المبشّرة « 1 » و بعدها مرتبهء « 2 » دوازده ولى كه حاكم‌اند بر دوازده برج آنچه متعلق است بدان از حوادث اكوان « 3 » . و من بعد مرتبهء عشرين است « 4 » . و من بعد مرتبهء بدلاء اربعين ( ت ) و اولياء تسعة و تسعين و ثلاثمائة و تسعين . و اين اولياء معدودين وكلاء اللّه‌اند فى العالمين كه هرگز زيادت و نقصان نشود عدد اين عزيزين « 5 » تا باقى بود دنيا و رسم دين . امّا « 6 » عدد اولياء ديگر كه « 7 » ( آ : برگ 23 ب ) زيادت و نقصان شود به حسب غلبهء تجلّى باطن بر ظاهر و ظاهر بر باطن و قدر نوبت « 8 » غلبهء هريك صد سال بود ، لاجرم

--> - دوم است بر قلب موسى ( ع ) است و نام او عبد العليم و آنكه در سوم است بر قلب هارون عليه السّلام است و نام او عبد المريد و آنكه در چهارم است نام او عبد القادر است و او بر قلب ادريس است عليه السّلام و آنكه در پنجم است بر قلب يوسف است عليه السّلام و در نام او عبد القادر و آنكه در ششم است بر قلب عيسى است عليه السّلام و نام او عبد السميع و آنكه در هفتم است بر قلب آدم است عليه السّلام و نام او عبد البصير و اين هفتم خضر است وظيفهء ايشان مدد خلايق است و همه عارف به معارف و اسرار الهى كه در كواكب سبعه است اللّه تعالى در ايشان همه تأثير داده است . رك به : محمّد على تهانوى : كتاب كشاف اصطلاحات الفنون ، ج 1 ، ص 148 و اردو دائره معارف اسلاميه در ذيل ابدال . ( 1 ) العشرة المبشرة ده كس از اصحاب كرام رضوان اللّه عليهم كه آنان را بهشت موعود گرديد ، و آنان حضرت ابو بكر و حضرت عمر و حضرت عثمان و حضرت على و حضرت سعد بن ابى وقاص و حضرت سعيد بن زيد و حضرت طلحه و حضرت زبير و حضرت عبد الرّحمن بن عوف و حضرت ابو عبيده بن الجراح . ابن عربى ، الفتوحات المكية ، ج 3 ، ص 199 - ابو داود ، ص 8 ، و نيز رك به : دائرة المعارف اسلامى ، لندن ، در ذيل العشرة المبشرة . ( 2 ) آ ، ب : ندارد . ( 3 ) و منهم رضى اللّه عنهم النقباء و هم اثنا عشر نقيبا فى كل زمان لا يزيدون و لا ينقصون على عدد بروج الفلك الاثنى عشر ( ابن عربى : الفتوحات المكية ، ج 2 ، ص 7 ) . ( 4 ) ت ، ل ، ن ، گ : ندارد ، ت : برگ 17 الف . ( 5 ) ب ، ن ، گ : عزين . ل : ندارد . هجويرى : كشف المحجوب ، ص 229 و سرهنگان درگاه حق جلّ جلاله سيصدند كه ايشان را اخيار خوانند و چهل ديگر كه ايشان را ابدال خوانند ، هفت ديگر كه مر ايشان را ابرار خوانند و چهارند كه مر ايشان را اوتاد خوانند و سه ديگر كه مر ايشان را نقيب خوانند و يكى كه ورا قطب خوانند و غوث خوانند و اين جمله هريك ديگر را بشناسند . ( 6 ) آ : ماعد ( بجاى اما عدد ) . ( 7 ) گ : ندارد . ( 8 ) آ ، ب : نوبت ، ن : غلبهء نوبت .