امير حسن علاء سجزى دهلوى

22

رساله مخ المعانى ( فارسى )

وصال شيرين ، اما دردناك و بىاميد است كه سراسر اشعار و آثار صوفيه را درآگنده است به شكايتهاى عاشقانه و دردهاى شاعرانه . . . ، خ . . . زبانى كه در بيان عشق به‌كارمىرود هم مشحون است از مجاز و استعاره - آن بيخودى را نيز كه از وصال حق دست مىدهد درين سخنان به مستى تعبير مىكنند و هر چيز كه مايهء اين مستى يا فزايندهء آن است نزد شاعران صوفى خ شراب خوانده مىشود - اين الفاظ و اين مجازات است كه عرفان و تصوف را مخصوصا در ايران تقريبا در همهء اذهان رسوخ داده است و ادب فارسى را رنگى خاص بخشيده است - « 3 » و عين القضاة مىگويد كه عشق را مقدماتست ، و بدايت عشق ارادتست ، از آنجا به خدمت آيند بعد از آن

--> ( 3 ) زرين‌كوب ، ارزش ميراث صوفيه ، تهران