امير حسن علاء سجزى دهلوى
19
رساله مخ المعانى ( فارسى )
هستى مطلق بداند و خود را در تقابل او نيست تلقى كند - « 1 » اين عشق همانست كه وقتىكه امير المؤمنين على عليه السلام به سرزمين كربلا رسيدند و مشتى از خاك برداشتند و بو كردند ، فرمودند : اينجا خوابگاه عاشقان است - ملّا صدرا در زمينهء عشق عرفانى اشعارى نقل مىكند و ابن سينا رسالهاى فلسفيانهاى مىنويسد و خواجه نصير طوسى مىگويد در روح انسان بذرى براى عشق موجود است - اما مىتوان گفت صوفيه عشق را به معناى اصلى آنكه از عربى به فارسى آمده يعنى خ گياهى كه به هرچه رسد به دور آن مىپيچد بهطورى كه آن را در اختيار خودش گرفته و محدود و محصور مىسازد ، تعبير مىكنند ، به نظر عرفا ، عشق حالتى است كه توجه انسان را منحصر در معشوق مىكند و يك نوع توحد و تعهد و تمركز در او ايجاد مىكند - عشق
--> ( 1 ) زرينكوب ، عبد الحسين ، ارزش ميراث صوفيه ، تهران