مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
38
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
به مقتضاى تفس ، از زياده و نقصان ؛ كه تصرّف نفسانى در اسرار [ و ] معانى نباشد مگر از تسلّط شيطانى . و غرض از اين ، آنكه : تا محقّق گردد نزد آن كسى كه بر آن واقف گردد ، از اهل اللّه - كه صاحبدلاناند - كه : اين كلمات از مقام تقديس و تنزيه است ، كه آن « مقام احديّت جمع » است . و مراد از « اهل اللّه » كاملاناند كه ارباب كشفاند و شهود ؛ و واصلاناند به حضرت ذات و وجود ؛ و از آن مقام ، رجوع كردهاند به مقام قلب ؛ از اين سبب ، اهل اللّه را در اين مقام ، به « اهل قلوب » كرد نام . . و « صاحب قلب » آن كسى باشد كه به انوار الوهيّت متحقّق گردد . و در اطوار ربوبيّت متقلّب شود « 38 » ؛ يعنى به مقام جمع برسد ؛ و بازآيد . و ارباب عرفان اين را « ولادت ثانيه » خوانند و عيسى - عليه السّلام - به اين مقام اشارت كرد . كه : « لن يلج ملكوت السّماوات و الارض من لم يولد مرّتين » . و قوله : « حتى اكون مترجما » : دليلى ديگر است بر آنكه القائاتى كه شيخ را بوده در اين معانى ، از القائات رحمانى بوده ، بىواسطهاى كه در عالم مثال به وى متجلّى شده و شيخ به الفاظ و عبارت خود از آن تعبير كرده . و أرجو أن يكون الحقّ - تعالى - لمّا سمع دعائى ، قد أجاب ندائى . بدان كه : كاملان ، از حضرت عزّت نطلبند چيزى كه در اعيان ثابته مشاهده نكرده باشند ؛ كه آن چيز ايشان را است . و ايشان را استعداد آن هست . و شيخ - رض - از جملهء آن كاملان بود . ليكن ، در سخن ، رعايت ادب با حق - تعالى - كرده ، تا به لفظ « و ارجو » گفته « 39 » ؛ و نيز اقتدا به حضرت رسالت - صلعم - كرده
--> ( 38 ) - ن : منقلب ( ش - ت ) . ( 39 ) - در نسخه ( ش ) دو جمله اضافى دارد كه در نسخههاى ( ك . و ت ) نبود . لذا صرف نظر شد .